یکشنبه , شهریور ۲۴ ۱۳۹۸
خانه / فرق منحرف / خدای وهابیت اینگونه است

خدای وهابیت اینگونه است

وهابیت همواره دیگر فرقه های اسلامی و در رأس همه، شیعه را متهم به شرک نموده و تنها خود را پرچمدار اسلام راستین و توحید واقعی می پندارند، در حالی که همان گونه که امیرالمومنین سلام الله علیه در آغازین خطبه نهج البلاغه(خطبه ۱ ص ۱۴) می فرماید:« اساس آغاز دین، معرفت و شناخت پروردگار جهانیان است»

 گروهی که دربنیادی ترین مباحث اعتقادی و کلامی، یعنی توحید دچار گمراهی و ضلالت است چگونه می تواند دیگران را در مباحثی همچون؛ تبرک جستن، توسل، زیارت و دیگر احکام فقهی و فرعی اسلامی به چالش کشیده و آنان را مشرک بخواند؟ بعبارت دیگر کسی کهدر مسلمان بودنش شک و شبهه وجود دارد آیا می تواند از مسلمانان در مورد احکام فقهی آنان ایراد گرفته و آنان را مشرک معرفی کند؟
در این نوشتار به برخی از اعتقادات موسس، مفتیان و بزرگان وهابیت پرداخته و در جای خود با آیات و روایات مورد قبول مسلمانان به آنان که مدعی مسلمانی هستند جواب خواهیم داد.

از جمله معتقدات نظریه پرداز وهابیت، ابن تیمیه، اعتقاد به جسمانیت خداوند سبحان و اثبات لوازم آن همچون داشتن صورت، دست، پا و کارهایی چون راه رفتن، خندیدن، نشستن و مانند اینها است. طبیعی است که با توجه به نفی تجسیم خداوند از سوی قاطبه مسلمانان، اعتقاد به تجسیم توسط وهابیون آشکارا بیان نگردد. به همین رو، آنان در این اعتقاد گاهی به نعل و گاهی به میخ زده و گفته اند:« خداوند جسم است، اما نه جسمی همچون سایر اجسام، بلکه اعضاء، جوارح، صعود، نزول و …  دارا است اما متناسب خودش است نه همچون سایر اجسام و اشیاء.»

ممکن است گفته شود مراد از اعضا و جوارحی که وهابیت برای خداوند قرار می دهند، همان قدرت خداوند و به اصطلاح، تشبیه معقول به محسوس است اما باید گفت که وقتی شاهدیم موسس این گروه، ابن تیمیه و پیروانش آشکار معتقد به جسمانیت خداوند با اعضایی همچون اعضای انسان هستند، جایی برای توجیه و تاویل این گفتار باقی نمی ماند.  هیئت بلند پایه فتوای عربستان سعودی که متشکل از بزرگترین مفتیان وهابی آن کشور است به صراحت در این باره می گوید:« ما این روایات را طبق ظاهر آن قبول کرده، به آن ایمان داشته و بر اساس آن فتوا می دهیم» آیا بنظر شما باز هم جایی برای توجیه این گفتار و تفکرات باقی می ماند؟

ما برای نمونه برخی از اعتقادات موسس و مفتیان این گروه مسلمان نما را برای شما می آوریم:

 ۱ ـ تصریح موسس وهابیت بر جسمانیت خداوند
ابن تیمیه  بنیانگذار و لیدر فکری وهابیت، در کتاب التاسیس فی ردّ أسس التقدیس ج ۱ ص ۱۰۱ نوشت:« در جایی از کتاب خدا، سنت رسول و سخنان امت سلف(صحابه و تابعین) و پیشوایان دینی نیامده که خداوند، جسم نبوده و از جسمانیت و عَرَض بودن منزه است؛ از این رو انکار معنای که شرع و عقل آن را نفی نکرده، نوعی نادانی و گمراهی است.

۲ ـ خدای ابن تیمیه، هر شب در آسمان دنیا
ابن تیمیه می گوید: خداوند عزوجل هر شب ازآسمان به زمین می آید…؛ کسی که منکر این سخن گردد و یا آن را توجیه کند، بدعت گذار و گمراه است.[کتب و رسائل و فتاوی شیخ الاسلام ابن تیمیه ج ۵ ص۶۱]

۳ ـ خدای ابن تیمیه، ناقص الخلقه است
جالب تر آنکه ابن تیمیه آشکارا برای خداوند سبحان و تعالی اعضاء و جوارحی همچون انسان تصور کرده اما برای توجیه مسأله گفته خداوند دارای آن دسته از اعضا است که برای او کمال محسوب می گردد، اما نسبت به برخی اعضا که نشانه ضعف و نقصان است فاقد آنها می باشد:

« از آن جا که خداوند درباره حضرت مسیح و مادرش فرموده: « مسیح پسر مریم و مادرش هر دو غذا می خوردند» و این آیه دلیلی است بر نفی الوهیت حضرت مسیح، به همین دلیل باید خداوند را برای برای صفت نخوردن شایسته تر دانست. همچنین باید گفت: خداوند از داشتن اعضایی همچون کبد، طحال، و امثال آن که اعضایی برای خوردن و آشامیدن هست، منزّه است؛ به خلاف اعضایی همچون دست که برای کار کردن لازم است؛ چنین اعضایی برای خداوند کمال ب ه شمار می رود و از آن جا که خداوند نیاز به فرزند و زاد و ولد ندارد و نیز گریه نمی کند از داشتن آلت تناسلی و نیز گریه و حزن بی نیاز است، چرا که اینها باعث ضعف و عجز است…»[کتب و رسائل و فتاوی شیخ الاسلام ابن تیمیه(مجموع الفتاوی) ج ۳ ص ۸۶ نشر مکتبه ابن تیمیه]

البته این سخنان جای تعجب ندارد چرا که شاگر از استاد درس می گیرد.

“ابویَعلی” استاد ابن تیمیه نیز در جسمانیت خداوند تا آنجا پیش می رود که همه اعضا به جز ریش و عورت را برای خداوند جایز می داند:« نسبت به آنچه در صفات حق گفته می شود، از قول من نقل کنید: من به جز ریش و عورت، هر عضوی را برای خداوند قائل می شوم»[العواصم مِنَ القواصم ص ۲۱۰]

جالب تر این که همو در کتابی دیگر پس از نقل مطلب بالا می گوید:
« این حدیث را بزرگان از بزرگان صحابه روایت کرده و هر کس در صحت آن شک کند، جَهمی است، شهادت او پذیرفته نیست، به او نمی توان سلام کرد و به هنگام بیماری نباید از او عیادت کرد»[ ابطال التأویلات، ابویعلی ج ۱ ص ۱۴۱]

۴ـ خدای ابن تیمیه، اگر جسم نباشد خدا نیست
از همه این گفتار سخیف تر و غیر معقول تر این گفتار ابن تیمیه است:« خداوند، خدا نمی باشد، مگر آن که جسم باشد؛ چرا که خدا جسم نباشد از بین رفتنی خواهد بود[!]»[بیان تلبیس الجهمیه ج ۱ ص ۹۴]حال آنکه جسم بودن، فانی شدن را به همراه دارد و خداوند در این باره می فرماید:«لا اله الا هو کل شیء هالک الا وجهه له الحکم والیه ترجعون »[قصص آیه ۸۸]

از طرف دیگر “جسمیت خداوند” با آیه ۴ سوره مبارکه الحدید کاملا در تضاد است، خداوند در این آیه می فرماید: « و هو معکم أینَ ما کُنتُم » [و هر جا باشید او(خداوند) با شما است] یعنی منِ خدا به تعداد شما و با شما در هر کجا که باشید هستم و این عدم محدویت خداوند دلیلی بر جسم نبودن اوست چرا  که جسم بودن شیء محدویت آن را در زمان و مکان به همراه دارد و آیه بوضوح این مطلب را رد می کند.

آنچه بیان شد برخی از اعتقادات موسس وهابیت و پیروان اوست که بدلیل دوری از ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین دچار این انحرافات شده اند اما با مراجعه به روایات اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین پوچ بودن این نظرات که برای تحریف دین مبین اسلام بیان شده است، بیش از پیش آشکار می شود.

خداوند در کلام امیربیان، امیرالمومنین(ع)
امیرالمومنین سلام الله علیه در خطبه اشباح(خطبه۹۱) می فرماید: خداوند همان اولی است که برای اولیّتش قبلی نبوده و تا پیش از او چیزی باشد؛ آخری است که برای آخریتش بعدی نیست تا موجودی پس از او باشد و مردمک دیده ها را از دیدن و درکش بازداشت.»

آنحضرت در خطبه ۱۷۹ نهج البلاغه در جواب “دعلب یمانی” که پرسید: آیا پروردگارت را می بینی؟ فرمودند:«  چگونه نیاش کنم خدایی را که نبینم؟ دوباره پرسید: چگونه او را می بینی؟ فرمود: چشم ها او را چون اجسام درنیابند، اما دل ها در پرتو ایمانِ راستین، او را دریابند. او به همه چیز و همه کس نزدیک است، اما نه چون نزدیکی جسم به جسم، و از آنها دور است اما نه به معنای جدایی و بی خبری»

مخاطبان عزیز؛ تفاوت سخنان به اصطلاح علما و بزرگان وهابی را که با استناد به روایات ابوهریره ها و کعب الاحبارها گفته شده و کلام خداوند و اهل بیت(صلوات الله علیهم اجمعین) دو ثقل گرانبهایی که پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) برای ما به یادگار گذاشت، مقایسه کنید و قرآن را حَکم قرار دهید:« آیا کسی که هدایت به سوی حق می کند برای پیروی شایسته تر است یا آن که خود هدایت نمی شود مگر هدایتش کنند؟ شما را چه می شود، چگونه داوری می کنید؟!»[یونس ۳۵]

فرآوری و تنظیم مطلب :  سایت رهبران شیعه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code