شنبه , آذر ۲۴ ۱۳۹۷
خانه / تاریخ اسلام / افلاکیان خاک نشین / زندگینامه آیت الله شیخ فضل الله نوری (ره)

زندگینامه آیت الله شیخ فضل الله نوری (ره)

بی تردید مطالعه رخ دادهای انسان بزرگ و تحلیل و بررسی وقایع مهم گذشته، می تواند در نوع تصمیم گیری و برنامه ریزی های فردی و اجتماعی آینده مفید واقع شود; چرا که علی رغم تفاوت های ظاهری و زمانی این پیش آمدها اغلب علل و ریشه های یکسانی هستند . بنابراین، از بررسی و مطالعه علل حوادث تلخ و شیرین گذشته، هم می توان از وقوع بسیاری از پیش آمدهای تلخ آینده جلوگیری به عمل آورد و برای تداوم دست آوردهای سازنده و افتخار و عزت آفرین گذشته، گام های بیش تر و بهتری برداشت . به این مهم دربررسی های تاریخی، به عنوان «چراغ راه » ، «معلم » ، «سرمشق » آیندگان یاد شده است .

در مجموعه آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت نیز در موارد زیادی ضمن اشاره به اهمیت دقت در علل پیش آمدهای گذشته، به عبرت گیری و درس آموزی از آن تاکید شده است . خداوند متعال به پیامبراکرم صلی الله علیه وآله دستور می دهند که به مردم بگو: در روی زمین بگردند و بررسی کنند تا ببینند سرانجام کسانی که پیش از آن ها زندگی می کردند و به خدا شرک می ورزیدند، چه شد! (روم: ۴۲) در آیه ای دیگر ضمن سرزنش مردم به خاطر عدم دقت در وقایع گذشته و عبرت آموزی از حوادث می فرماید: «. . . چرا در زمین نمی گردند تا بنگرند که سرانجام کسانی که که پیش از آنان بودند چگونه بوده است . . . ؟» (یوسف: ۱۱۰ – ۱۰۹)

در وصیت نامه ای که حضرت علی علیه السلام به فرزند بزرگوارشان امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته اند، درباره عبرت آموزی از تاریخ گذشتگان می فرمایند: «فرزندم . . . دلت را با پند و اندرز زنده کن و . . . تاریخ سرگذشت در گذشتگان را بر او تذکر بده و آنچه بر سر پیشینیان آمده است، به یادش آر و در دیار و آثار ویران شده آنان گردش کن و در کارهای ایشان اندیشه کن . . .» (۱)

رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی قدس سره نیز همواره به ضرورت عبرت آموزی از تاریخ توجه داشتند و در مناسبت های گوناگون تاکید می فرمودند که: تاریخ باید سرمشق ما باشد . (۲)

با توجه به آن چه گذشت نیز و با توجه به شباهت های زیاد وقایع دوران مشروطیت، به ویژه رخ دادهای زندگی مرحوم آیه الله مجاهد شهید شیخ فضل الله نوری با پیش آمدهای دوران تثبیت و تداوم اهداف انقلاب اسلامی، شایسته است به بهانه کوداشت سالروز شهادت این رهبر بیدارگر فرزانه، ضمن مروری کوتاه به زندگی و موضع گیری های روشنگرانه آن فقیه شجاع و متعهد و تیزبین بیفکنیم . باشد که تاریخ گذشته و عبرت های آن چراغ راه آینده ما باشد .
الف . زندگانی شیخ فضل الله نوری

شیخ فضل الله نوری در روز دوم ذیحجه سال ۱۲۹۵ ه . ق (۱۲۵۳ ش) در روستای لاشک منطقه کجور مازندران چشم به جهان گشود . وی از همان دوره کودکی به تشویق و ترغیب پدر بزرگوارش ملا عباس کجوری که از روحانیون صالح و مورد اعتماد منطقه مازندران محسوب می شد و دایی دانشمندش مرحوم میرزای حسین نوری مشهور به محدث نوری، به تحصیل علوم اسلامی روی آورد . تحصیلات ابتدایی را در «بلده » (مرکز منطقه نور) آغاز نمود و پس از آن، در تهران پس از پایان دوره سطح، برای تکمیل تحصیلات عالی به نجف اشرف رفت و در حوزه درس استادان بزرگ آن روز نجف، به ویژه آیات عظام میرزا حبیب الله رشتی، شیخ راضی نجفی و شیخ فضل الله مجتهدی و مرجع بزرگ و مجاهد کم نظیر مرحوم میرزای شیرازی شرکت کرد . طولی نکشید که به برکت استعداد فوق العاده و مداومت و پشت کار و تلاش و شایسته، به مرتبه بلند فقاهت و درجه کمال والای اجتهاد نایل آمد . چنان در فضل و دانش شهرت یافت که بعدها علاوه بر دوستان، مخالفان سرسخت او نیز به مراتب بلند علمی او را مورد تاکید قرار دادند .

احمد کسروی در این باره می نویسد: «حاج شیخ فضل الله نوری . . . از مجتهدان به نام و با شکوه تهران شمرده می شود» . (۳)

دکتر فریدون آدمیت یکی دیگر از مخالفان شیخ می نویسد: «متفکر مشروطه مشروعه، شیخ فضل الله نوری بود . مجهتد طراز اول، استاد مسلم فن درایه که پایه اش را در اجتهاد اسلامی برتر از سیدعبدالله بهبهانی و سیدمحمد طباطبایی شناخته اند» . (۴)

موقعیت حساس سیاسی و اجتماعی ایران که در نتیجه ظلم و ستم شاه و درباریان و نقشه های شوم دشمنان بیگانه که قصد سلطه همه جانبه به ایران را در سر می پروراندند موجب شد که وی با اشاره و رهنمود میرزای شیرازی در ۱۳۰۳ ق (۱۲۶۱ش) پس از ۲۰ سال اقامت در عتبات به ایران بازگشت . شیخ پس از برگشت به تهران در آغاز به تدریس و تربیت طلاب و اقامه جماعت و ارشاد مردم و تالیف و تدوین کتاب های علمی مشغول شد . طولی نکشید درس شیخ آوازه خاصی پیدا کرد . عالمان و مجتهدان بسیاری در حوزه درس او حاضر شدند که از جمله آنان مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری، مؤسس حوزه علمیه قم و حاج آقا حسین قمی و پدر بزرگوار آیه الله مرعشی نجفی مرحوم آیه الله سیدمحمود مرعشی و . . . بودند .

در این ایام علاوه بر تدریس و رسیدگی به امور مردم و پاسخ به سؤالات دینی آنان در فرصت هایی که به دست می آمد، کار تالیف و تصحیح و تحشیه به کتاب های معتبر می پرداخت . از جمله این آثار است:

۱ . صحیفه قائمیه ۲ . رساله اصولی حاوی تقریر و شرح درس میرزای شیرازی ۳ . حاشیه بر مکاسب و فرائد الاصول ۵ . حاشیه بر شواهد الربوبیه ملاصدرا ۵ . حاشیه بر مستدرک الوسائل ۶ . دیوان اشعار و . . . در کل مجموعه آثار مرحوم نوری، اعم از تالیف و تصحیح و تحشیه، را بالغ بر بیش از صد جلد کتاب دانسته اند . (۵)
ب . مبارزات شیخ فضل الله نوری

مبارزات ضد استبدادی و استعماری شیخ پس از بازگشت از عتبات، کم و بیش شروع شده بود . اما در جریان نهضت تنباکو شدت بیش تر پیدا کرد . شاه قاجار و اطرافیان او بدون توجه به گرفتاری های اقشار مختلف مردم از طریق بستن مالیات های سنگین و واگذری امتیازات گوناگون به بیگانگان مشغول خوش گذرانی بودند . یکی از قراردادهای استعماری که ضربه سنگینی به استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مردم ایران وارد می ساخت، قرارداد «تالبوت » یعنی واگذاری امتیاز انحصاری توتون تنباکو به مدت پنجاه سال به شرکت انگلیسی تالبوت بود . عوارض ناشی از این قرارداد موجب قیام مردم شد که در تهران رهبری این حرکت ضد استعماری را میرزا حسن آشتیانی و شیخ فضل الله نوری به عهده گرفتند . شیخ فضل الله به عنوان نماینده رهبر نهضت تنباکو به خوبی به انجام وظیفه پرداخت و در پیروزی این نهضت، نقش مهمی را ایفا کرد . این اولین میدان مبارزه مهم سیاسی شیخ بود که با سربلندی آن را پشت سر نهاد .

پس از قتل ناصرالدین شاه، وقتی فرزند وی مظفرالدین شاه به سلطنت رسید در نتیجه ساده لوحی و بی تدبیرها و ضعف اراده وی، اوضاع جامعه به سمت نابسامانی رفت . این وضع ملت را بیش از پیش تحت فشار قرار داده بود . مردم، که یک بار طعم پیروزی را در جریان نهضت تنباکو تجربه کرده بودند، درصدد تغییر وضع موجود برآمدند و از طریق تشکیل انجمن های مختلف به تشدید مبارزه پرداختند . رهبران دینی نیز در حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام گرد آمدند و در آن جا خواست های خود را که مهم ترین آن ها، اجرای قوانین اسلامی و ایجاد عدالت خانه بود به اطلاع شاه رساندند . عین الدوله با این خواسته ها مخالفت کرده، به تبعید و زندانی ساختن روحانیون پرداخت . شیخ فضل الله نوری در حمایت از نهضت عدالت خانه به صف مبارزان پیوست و به آن ها گفت: من راضی به بی احترامی به روحانیت و توهین به شریعت نیستم و شما را تنها نمی گذارم، هر اقدامی که انجام دادید، من هم با شما حاضرم، ولی باید مقصود اسلام و شرع باشد و طوری رفتار نشود که اسباب توهین به شرع و علما فراهم آید . (۶)

در ادامه مبارزه علما تصمیم گرفتند تا از تهران خارج شوند; بر این اساس در روز دوشنبه ۲۳ جمادی الاوال ۱۳۲۴ ه . ق (۱۲۸۲ ش) کاروان مهاجران تهران را به سوی قم ترک کرد که شیخ شهید نیز با جمعی از اطرافیان خود به این کاروان پیوست . به موازات ادامه تحصن رهبران نهضت عدالت خانه در قم، در تهران اولین انحراف در این نهضت با دخالت دشمنان رخ داد .

دولت انگلیس، که بزرگ ترین قدرت استعماری آن روز محسوب می شد، پس از هجرت علما و ترس و نگرانی مردم از عواقب این کار، به وسیله عمالش سعی کرد تا در بین مبارزان جایگاهی برای به اجرا درآوردن نقشه های خود باز کند و از دست یابی رهبران نهضت عدالت خانه به پیروزی جلوگیری به عمل آورد . از این رو، به وسیله بسیج فرماسون ها و روشنفکرنمایان شیفته و مرعوب غرب و گروهی از مردم ناآگاه و نفوذ در صفوف مبارزان و پخش انواع شایعه، ابتدا زمینه را برای تحصن مردم در سفارت خانه خود آماده کرد و بعد از تحقق این هدف، به جای درخواست عدالت خانه زمزمه حکومت مشروطه را بر سر زبان ها انداخت . ازاین مرحله، نهضت عدالت خانه با نام مشروطه و تحت نفوذ انگلستان به پیش می رفت . روشنفکرنمایان غرب زده و فرماسون های وابسته در شمار رهبران اصلی نهضت درآمدند و همان طور که ماهیت نهضت تغییر کرد، نام آن نیز تغییر یافت . و نهضت مشروطیت نام گرفت . به موازات طرح چنین خواست ها بود که شیخ فضل الله متوجه وقوع انحرافات مهم در روند نهضت شد و از این تاریخ به بعد، به روشن گری بیش تر و یادآوری آرمان های اولیه و اصیل انقلاب و افشا اهداف شوم دشمنان می پرداخت تا از انحراف نهضت جلوگیری به عمل آورد .

نقل می کنند وقتی وی از تحصن عده ای روشنفکرنما و عوامل بیگانه و گروهی از مردم فریب خورده و ناآگاه در سفارت انگلستان باخبر شد، خطاب به مردم و همرزمان خود گفت: «مشروطه ای که از دیگ پلو سفارت انگلیس سر بیرون آورد، به درد ما ایرانی ها نمی خورد .»

بنابراین، شیخ از نخستین عالمان اسلامی بود که در آن دوران به نقشه استعمار در جهت اسلام زدایی و جایگزین ساختن حکومت مشروطه، که نسخه ای از لیبرال دموکراسی غربی بود، و نیز جایگزین ملی گرایی به جای اسلام گرایی و ترویج بی بند و باری به نام آزادی و دموکراسی و . . . پی برد و لحظه ای از مقابله با این جریان شوم باز نایستاد .

این حرکت اسلام خواهانه شیخ شهید، از سوی دولت انگلیس و ایادی آن بی پاسخ نماند; چرا که آنان می دانستند در صورت موفقیت شیخ، تمام نقشه های شوم آنان با شکست مواجه خواهد شد . بر این اساس، از راه های مختلف به منظور ساکت ساختن وی اقدام کردند . از جمله حربه هایی که به کار بردن این بود که او را مخالف آزادی و قانون مداری و اصلاحات و طرفدار استبداد معرفی کردند تا بدین وسیله، مردم را بر علیه او بشورانند و پایگاه مهم اجتماعی او را از بین ببرند . اما شیخ علی رغم آن، هر روز بخشی از طرفداران خود را در نتیجه تبلیغات دروغین و در عین حال گسترده مخالفانش از دست می داد . با این همه دست از مبارزه برنداشت . علی رغم این که مطبوعات به اصطلاح اصلاح طلب آن روز و تریبون های عمومی از رساندن سخنان او به گوش مردم خودداری می کردند . وی از طریق تحصن و بست نشستن در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی و پخش اعلامیه های تحت عنوان «لایحه » به روشن گری مردم و افشا توطئه ها و نیات پلید دشمنان می پرداخت .

برای آشنایی بیش تر با مواضع و دیدگاه های روشنگرانه این رهبر آگاه و بیدارگر، و نیز تهمت ها و تبلیغات دروغین دشمنان وی، برخی از وقایع آن عصر را مورد اشاره قرار می دهیم .
الف . شیخ شهید و قانون اساسی

به دنبال صدور فرمان مشروطیت و تشکیل مجلس شورا در روز یکشنبه هیجدهم شعبان ۱۳۲۴ ه . ق (۱۲۸۲ ش) مجلس افتتاح شد . یکی از مهم ترین کارهای مجلس، تدوین قانون اساسی بود . شیخ فضل الله خواهان قانونی بود که بر پایه احکام اسلامی باشد . اما روشنفکران غربزده و فرماسون ها و سایر عوامل بیگانه، قانونی همانند قوانین کشورهای غربی می خواستند . از آن جا که اکثر نمایندگان در جهبه مخالف با گروه شیخ بودند . در نوشتن قانون اساسی و متمم آن نقش مهمی ایفا می کردند . شیخ از راه روشنگری و حتی نصیحت و خیرخواهی تلاش کرد که از تصویب قوانین غیراسلامی جلوگیری کند، اما موفق نشد و حتی پیشنهادهای او مبنی بر ذکر مذهب جعفری به عنوان مذهب رسمی کشور و اصل نظارت فقها بر قوانین مجلس شورای ملی با مخالفت روبه رو شد . در نتیجه، او به نشان اعتراض مجلس را ترک کرد . مخالفان شیخ در عکس العمل به این حرکت این تهمت ناجوانمردانه را به او زدند که چون او ریاستی پیدا نکرده، راه مخالفت را در پیش گرفت . تا از این راه به ریاست برسد . (۷)
ب . شیخ شهید و حکومت مشروطه

مرحوم شیخ فضل الله نوری معتقد بودند چون اکثر مردم مسلمان پیرو دین اسلام هستند، باید حکومت آن هرچند به صورت مشروطه باشد، باید از نوع حکومت مشروطه مشروعه باشد، یعنی قانون اساسی و سایر قوانین حقوقی و جزایی آن باید با احکام قوانین اسلامی مطابقت داشته باشد . وقتی مخالفانش به او تهمت مخالفت با مشروطه و طرفداری استبداد شاهنشاهی می زدند، او در پاسخ فرمود: من والله با مشروطه مخالفت ندارم، با اشخاص بی دین و فرقه گمراه و گمراه گر مخالفم که می خواهند به مذهب اسلام لطمه وارد بیاورند . . . (۸)
ج . شیخ و مجلس قانون گذاری

مرحوم شیخ فضل الله نوری بارها تاکید کرد: ایها الناس من به هیچ وجه مخالف فکر مجلس شورای ملی نیستم، بلکه دخلیت خود را در تاسیس آن اساس بیش از همه کس می دانم، صریحا می گویم همه بشنوید و به غایبین هم برسانید که من آن مجلس شورای ملی را می خواهم که عموم مسلمانان آن را می خواهند . به این معنی که البته عموم مسلمانان مجلسی می خواهند که اساسش به اسلامیت باشد و برخلاف شریعت محمدی و بر خلاف مذهب مقدس جعفری قانون نگذراند . من همچنین مجلسی می خواهم . (۹)

علی رغم مواضع صریح و شفاف شیخ متاسفانه تبلیغات زهرآگین دشمنان مانع از رسیدن این حرف به گوش ها توده های مردم شد و در نهایت، هم مجلس بر طبق خواسته عوامل بیگانه و روشنفکران غربزده تشکیل گردید و با شعار اصلاحات، مسیر انقلاب را منحرف و ارزش های غربی را جایگزین ارزش های دینی کردند .
د . شیخ شهید و مساله آزادی مطبوعات

شیخ فضل الله نوری با توجه به بصیرت و تیزبینی و درک عمیق خود مراد روشنفکران غرب زده از آزادی و مساوات را درک نمود و فهمید که معنای جز لجام گسیختگی از آن ندارند . لذا از همان ابتدا کار، با آن نوع آزادی به مخالفت برخواست . همین طور مساوات مورد حمله و اعتراض شیخ، مساوات به مفهوم وارداتی و غربی آن بود که در قرن هیجدهم رواج یافته بود و که مشرک و کافر و مسلمان و . . را یکسان می دانست نه مساوات قضایی اسلامی که یکی از اصول عالی اسلامی است .

با این همه، طولی نکشید که به دنبال مطرح شدن بحث های مربوط به آزادی بیان و مطبوعات پیش بینی های شیخ به حقیقت پیوست .

وی در مقابل توهین به مقدسات دینی و ائمه علیهم السلام صریحا موضع گیری کرد و مردم را به مقابله با مطبوعات مدعی آزادی و اصلاح طلبی و فرا خواند که در تاریخ ثبت شده است . (۱۰)
ه . شیخ فضل الله و روشنفکران غرب زده

اثر ترفندهای منافقانه ای که قشر روشنفکرنمای غربزده در پیش گرفته بود، طولی نکشید که در نتیجه تبلیغات روزافزون و دادن شعارهای به ظاهر زیبا و عامه پسند مراکز تصمیم گیری و قانون گذاری و پارلمان کشور، به دست این قشر افتاد . پس از ایجاد مجلس قانون روحانیون در سیاست و تعطیل نمودن قوانین اسلامی پرداختند، کسانی چون مجد الاسلام کرمانی می گفت: دخالت روحانیون در مجلس سبب انحطاط آن است . (۱۱) و حتی طولی نکشید به صورت صریح گفتند که ما مشروعه نمی خواهیم . (۱۲)

در مقابل این عده، شیخ فضل الله نوری به همراه عده اندکی از علما مقاومت کردند و بر لزوم اضافه شدن قید مشروعه پافشاری نمودند .

هجمه دشمنان و مخالفان شیخ فضل الله به این حقیقت اعتراف کردند که شیخ فضل الله هدفی جز استقرار احکام اسلام در نظر نداشت . احمد کسروی، که یکی از دشمنان سرسخت اسلام و روحانیت است، در این باره می نویسد: حاج شیخ فضل الله شریعت را می طلبید . وی فریفته شریعت بود و رواج آن را می خواست . . . روی هم رفته به بنیان نهادن یک حکومت شرعی می اندیشید . (۱۳)

وقتی استعمارگران این تلاش ها و مقاومت های شجاعانه شیخ را می بینند سخت دچار هراس می شوند و می کوشند تا به هر طریق ممکن جلو نفوذ او را بگیرند و حتی درصدد می آیند حداقل زمینه تبعید او را از تهران فراهم سازند . «سرجورج بارکلی » سفیر انگلیس به وزیر خارجه وقت «سر ادوارد گری » می نویسد: «باید توصیه کنیم که شیخ فضل الله را از تهران خارج نمایند; زیرا اگرچه مقام رسمی ندارد ولی نفوذ بسیار زهرآگینی دارد، امید است انجام این پیشنهاد موجب تاخیر کار نشود . بالاخره در روز سیزدهم رجب سال ۱۳۲۷ ه ق (۱۲۸۵ ش) شیخ به دست عمال بیگانه توسط «یپرم خان ارمنی، رئیس نظمیه تهران » به صورت ناجوانمردانه به شهادت رسید .

«سرجورج بارکلی » در ضمن تلگرافی که به وزیر امورخارجه انگلیس می فرستد در این باره می نویسد: «شیخ فضل الله برای ملکت خودخطر بزرگی بود . خوب شد که ایران او را از میان برداشت . (۱۴)

این همه کینه توزی بیگانگان و ایادی فرصت طلب در داخل، با شیخ جز به خاطر اسلام و پافشاری او به لزوم رعایت قوانین آن نبود .

امید که با عبرت آموزی از تاریخ و این که تاریخ و گذشته چراغ راه آینده است، امروز که بار دیگر شاهد تکرار همان تاریخ و همان شعارها و همان نشریات به اصطلاح اصلاح طلب و همان خودباختگان فرصت طلب داخلی مرعوب غرب هستیم، از گذشته عبرت گرفته و بیش از این شاهد هجمه به مقدسات دین، به بهانه آزادی و . . . نباشیم .

پی نوشت ها

۱ . نهج البلاغه، نامه ۳۱
۲ . صحیفه نور، ج ۶، ص ۵۰
۳ . تاریخ مشروطه ایران، ص ۳۱ – ۵۸
۴ . ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران، ج ۱، ص ۴۲۹
۵ . شیخ فضل الله نوری و مشروطیت، ص ۴۰ – ۳۷
۶ . مقدمات مشروطیت، ص ۹۲
۷ . مکتوبات و اعلامیه ها، ج ۲، ص ۱۴۸
۸ . تاریخ پیدایش مشروطیت، ص ۱۳۹
۹ . رسائل و اعلامیه ها و مکتوبات، ص ۲۴۵
۱۰ . خاطرت و خطرات، ص ۳۵
۱۱ . مکتوبات، ج ۲، ص ۱۹۴
۱۲ . خاطرات و خطرات، ص ۳۵
۱۳ . تاریخ مشروطه ایران، بخش دوم، ص ۲۸۵و۲۸۶و ۳۱۶
۱۴ . کتاب آبی، ج ۳، ص  ۷۰۰


منبع : سایت رهبران شیعه ، حوزه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code