شنبه , آذر ۲۴ ۱۳۹۷
خانه / تاریخ اسلام / افلاکیان خاک نشین / زندگینامه میرزا محمد تقی شیرازی (ره)

زندگینامه میرزا محمد تقی شیرازی (ره)

زندگی نامه

مـیـرزا محمد تقی شیرازی فرزند عارف کامل، حاج میرزا محب علی بن میرزامحمد علی گلشن شیرازی، از فحول علمای امامیه در قرن چهاردهم می باشد.

او عـالـمی بوده است عامل، فاضل، کامل، متقی و از شاگردان نام آور فاضل اردکانی، و حاج میرزا مـحـمد حسن شیرازی که بعد از وفات استاد معظم خود،میرزای شیرازی اول، در سامرا متصدی اداره حوزه علمیه سامرا و تدریس آن شد،و شاگردانی که در مکتب تدریسی او تربیت یافته اند، به اصـحـاب سـامرا معروف می باشند که از آن میان مرحوم آیه اللّه العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی،مؤسس حوزه علمیه قم می باشد.

تالیفات

میرزای شیرازی دارای تالیفات و آثار قلمی متعددی است که از آن میان:

۱ ـ شرح مکاسب شیخ مرتضی انصاری، که در تهران چاپ شده است.
۲ ـ شرح منظومه رضائیه، تالیف سید صدر الدین عاملی.
۳ ـ القصائد الفاخره، فی مدح العتره الطاهره.
۴ ـ رساله عملیه که بعدها مورد تحشیه برخی از فقها واقع شده است.

موقعیت عراق و نجف

رشد سیاسی و اجتماعی او از سالهای پیش، از ۱۳۰۰ ه ق آغاز می شود، از آن روزی که عراق، کشور همسایه و مجاور ما، یکی از ایالتهای نفوذی بریتانیای کبیر (که در آن زمان سیطره نفوذ و استعمار خود را در آفاق شرق، و به خصوص سرزمینهای اسلامی گسترده بود) به شمار می آمد.

کـشـور عـراق، به خاطر موقعیت خاص طبیعی و جغرافیائی اش، همیشه مطمع نظر بیگانگان، به ویژه قدرتهای بزرگ استثمارگر بوده است و حکومتهای استعمارگربین المللی، همواره نظر سؤ و خـائنـانه به این کشور خوش آب و هوا و زرخیرداشته اند از سوی دیگر کشور عراق روی موقعیت خاص مذهبی و فرهنگی، همیشه مورد توجه محافل علمی و معنوی جهان اسلام بوده است و چون مـهد تمدنهای گذشته، و مرکز روابط فرهنگی و علمی جهان اسلام به شمار می آمده است، از این روروزگـاری طـولانـی مـرکـز خـلافـت اسلامی قرار گرفته بود وجود دانشگاه نظامیه بغدادو مـرکـزیـت حـوزه عـلمی نجف، تمرکز مراقد مطهر پیشوایان راستین اسلام در عراق،هر کدام به تـنـهایی عواملی هستند که قلوب علاقمندان و شیفتگان را به آن دیار جذب می کند، به حدی که امـروز بـیشتر شیعیان وجب به وجب با شهرها و استانها، و گاهی حتی کوی و برزنهای آن کشور، آشنایی دارند و خود را در سرنوشت آن همچون کشور خویش سهیم و دخیل می دانند و طرد ایادی استعمار را از آن منطقه همانند دیارخویش و وطن مالوف خود واجب و فریضه الهی می دانند.

در میان شهرهای عراق، نجف، کربلا، کاظمین و سامرا از موقعیت معنوی خاصی برخوردارند که نه تنها دیگر شهرهای جهان، که حتی سایر شهرهای عراق نیزفاقد آنند، و باز در میان شهرها هم، شهر نـجف موقعیت مذهبی، سیاسی و اجتماعی ویژه ای دارد که آن را والاتر و ارجمندتر از سایر شهرها مـی سازد نجف که پایگاه تربیتی میرزای دوم، و نیز پایگاه پرورش فکری و رشد مذهبی بسیاری از بـزرگ مـردان عـالم اسلام، و برگزیدگان مشرق زمین است، با سابقه معنوی، فرهنگی و تاریخی خـودکـه به قریب هزار سال می رسد، اکنون نیز مرکز علمی و پایگاه تربیتی آزادمردان ومجاهدان راه رسـتـگـاری و رهایی بشر از قید و بند استعمار و استبداد است مردانی که نسل در نسل آنان از صـدهـا سـال پـیـش هـمـواره در بـرابـر ظلم و ستم ایستادگی کرده اند وهرگز در برابر زور و زورگویی تسلیم نشده اند، سهل است که غالبا خود برافرازنده پرچم استقلال و انقلاب بوده اند.

در ایـن مـیـان جـنبشهای سیاسی و انقلابی سترگی که خاستگاه آنها نجف اشرف بوده، در تاریخ سیاسی شرق و ممالک اسلامی بخش ویژه ای را به وجود آورده که می توان آن را جنبش سیاسی عراق نامید.

نویسنده کتاب ثوره النجف، در این باره نوشته است:

نـجـف اشـرف در در اواخـر قـرن نـوزدهم و قرن بیستم میلادی، در یک جنبش سیاسی و ملی درگـیـر شـد کـه هـدف آن عبارت از نجات اسلام از مسیرهای انحرافی بودکه استعمار برای آن تـدارک دیـده بـود، و نـیـز رهـایـی مـلتهای مسلمان از یوغ استعمار واستثمار نابود کننده و فقر بنیان کن و بی سوادی عمومی و بیماریهای همه گیر بود.

مـوقـعیت خاص نجف، چنان بود که بازتاب و اخبار تمامی انقلابات و تحولات مهم سیاسی ایران و عـراق بـه گـونـه ای در آن شـهـر منعکس می شد و این انعکاس نتایج وآثار گوناگونی را در پی می آورد.

فـتواها و تلگرافهای شدید اللحنی که همواره از نجف به سوی فرماندهان وقدرتهای سلطه گر آن روز ترکیه و ایران سرازیر می شد، نمونه ای کامل و گویا ازموقعیت نجف و نیروی اثرگذاری آن بر افـکـار عـمـومی مسلمین می باشد به همه این دلایل است که مرجع مسلمانان ناگزیر می بایست مرجعی باشد آزادی خواه، حافظ وحامی قانون و مرجعی که عوامل استعمار و استثمار و استبداد را از ایران و عراق بزداید و از آن منطقه ریشه کن سازد.

عـلاوه بـر ایـران و کشورهای مجاور بیش از هفتاد درصد از مردم خود عراق مادامی که از نجف و مـراجـع مـقـیـم ایـن شهر اجازه نمی گرفتند، چه آشکار و چه پنهان دست به هیچ گونه حرکت انـقـلابی نمی زدند، مخصوصا در امر جهاد و مبارزه با آنچه دشمن اسلام و مسلمانان است، فقط و فقط از نجف دستور می گرفتند.

چـنین بود که در طول سالها، نجف مرکز تجمع متفکران آزاده و آزادی خواه سیاسیون و انقلابیون عراق، ایران، ترکیه و دیگر کشورهای اسلامی گردیده بود.

اشغال نیروهای اجنبی

بـا ایـن مـقـدمـه اسـت که باید گفت، نجف که در جنگ جهانی اول تحت اشغال نیروهای بیگانه درآمـده بـود، در راه دفـاع از هستی و موجودیت خود محل مشورت ورایزنی زعمای اندیشمند و پیشگامان مسلح عشایر و نیز محل تشکیل انجمنهای سیاسی و اجتماعی گردیده بود، و در همین مسیر بود که رهبری انقلاب ۱۹۲۰ میلادی (۱۳۳۷ ه ق) نیز به پرچمداری و پیشوایی مجاهد بزرگ آگـاه، و مـرجـع مذهبی رزمنده،مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی یا میرزای دوم، مسیر شایسته خود را پیمود.

میرزای دوم با کمال صلابت و ایمان و در اوج شجاعت دینی و آگاهی وهوشیاری اسلامی، خاصه بـه هـنگام رو در رویی با حوادث ضد اسلامی و دسیسه های ضد قرآنی، نیروهای استعمار بریتانیا و عـوامل دست نشانده محلی آن، موضع راستین خود را انتخاب و اتخاذ کرد در آن هنگام هنگامه ها، مـیرزای دوم با تلاش پرثمر وپیکار جدی، به مقابله و دفاع پرداخت و هنگامی که به مراحل باریک رسـیـد، امـر بـه دفـاع از حریم اسلام داد و با صادر کردن فتوای انقلابی و پر اهمیت خود عراق را تکان داد.

گفتار بزرگان در مورد ایشان

مـرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی، در کتاب نقبا البشر درباره میرزای دوم ومبارزات و مجاهدات وی می نویسد:

میرزا محمد تقی حائری شیرازی، پیشوای انقلاب عراق و نخستین برافروزنده شعله آن شورش و جنبش، از بزرگترین عالمان و مجتهدان عصر خود بوداو یکی از مشهورترین چهره های شناخته شـده در علم و تقوی و غیرت و شهامت دینی بود، چنانکه خود او برایم تعریف کرد، در شیراز زاده شده و در کربلا پرورش یافته است، در همان خاک پاک، مقدمات علوم اسلامی را فرا گرفته است تـا در فـضـل ودانـش به رتبه ای رسیده که شایسته رسیدن به چنان مقام و موقعیتی بود آن گاه بـادوسـت و مـصـاحـب و هم مباحثه خود، سید محمد فشارکی اصفهانی همراه نخستین دسته از مـهـاجران به سامرا رفت و به محضر درس میرزای شیرازی (ره) پیوست و سپس در شمار برترین شاگردان حوزه درسی میرزای اول درآمد وی به زودی یکی از ارکان بحق تحقیق این حوزه شد، بـه حـدی کـه در دوران زندگی خود استاد ارجمند، جمعی از شاگردان فاضل و مبرز استاد، به محضر درس و بحث او روی می آوردند این روش ادامه داشت تا آن که استاد بزرگوار درگذشت، و میرزا محمد تقی شیرازی به خاطرشایستگی و فضل و دانش و برازندگی خود، به جانشینی وی تعیین شد و مرجع تقلیدشیعیان گردید.

از آن روز بـود کـه وی، وظـیـفـه سنگین و مسئولیت تعهد شگرف خود را با انجام تکالیف سنگین مـرجـعیت و رهبری عالم تشیع در نهایت ایمان و شجاعت انجام داد ودر همین مسیر و جهت، به رهبری قیام، صدور فتواهای انقلابی و درس گفتن وتربیت دانش پژوهان پرداخت مردان بزرگی را پـرورش داد کـه هر کدام در تاریخ ‌مبارزات و مجاهدات اسلامی نقطه عطفی به شمار می روند.

گفتار مرحوم صدر

آیـه اللّه سـیـد حـسـن صدر، نویسنده کتاب ارزشمند تاسیس الشیعه لعلوم الاسلام در کتاب تکمله می نویسد: بیست سال با وی معاشرت داشتم، در این مدت یک لغزش و خلافی هم از او نـدیـده و یـک روش نـاپسند و مستهجن از اومشاهده نکردم، دوازده سال با او هم بحث بودم و هـمـواره نـظـرهـای دقـیق و افکار عمیق و یادآوریهای علمی و ارزنده از او می شنیدم و استفاده می بردم.

آنچه بیش از هر چیز دیگر به شخصیت میرزای دوم، عظمت و اعتبار داده و اورا در میان صدها تن از مجتهدان و دانشمندان معاصر خود ممتاز و برجسته ساخته است، احساس تعهد و مسئولیت در بـرابـر حـوادث و پـیـشامدهای بزرگ زندگی اجتماعی مسلمانان است، او خود را شریک و سهیم حـوادث مربوط به زندگی ملتهای مسلمان، در هر نقطه ای از دنیا می دانست و از فدا کردن جان خویش در راه انجام مسئولیتهایش دریغ نداشت.

او بـا احـسـاس عـمـیـق مسئولیت، دریافته بود که در دوران زعامت و رهبری اونباید بیگانگان و استعمارگران بین المللی در سرزمینهای اسلام و مهد و پایگاه تعالیم انبیا و پیامبران رخنه کنند و فکر و اندیشه و اصالت فرهنگی آنها را به خصوص درزمینه فرهنگ اسلامی خدشه دار سازند.

او بـر آن بـود که هیچ کس، هیچ مقام، هیچ نیرویی و هیچ کدام از قدرتهای بزرگ خارجی آن روز، حـق نـدارنـد منابع مسلمانان را به یغما برند، منافع آنها را پایمال کنند واقتصاد مسلمانان را تباه سازند از این رو چون به وضوح می دید که کشور پرقدرت انگلیس و استعمارگر درجه اول آن روز جـهـان، بـر خلاف ایده و عقیده او رفتارمی کند، و از استثمار ملتهای مسلمان دریغ ندارد، پرچم مـبـارزه علیه این کشورپرقدرت روز و استعمار سیاه آن برافراشت و در راه پیکار و جهاد به خاطر دفاع ازحقوق و حدود و موازین اسلامی جان بر کف گرفت.

مـیرزای دوم، در این راه به لفظ فداکاری معنای خاص بخشید او همه امکانات و نیروهایش را در راه مبارزه گذاشت، و حتی فرزندان خود را در این راه فداکرد.

در هـمـان روزهای آغاز مبارزات بزرگش، فرزندش میرزا محمد رضا، درحوادث عراق دستگیر و بازداشت شد و اسیر عوامل مزدور بیگانه گردید استعمار انگلیس همان زمان ملت عراق را مجبور کرده بود تا نماینده دولت بریتانیا، سرپرسی کاکس را به عنوان رئیس حکومت عراق بپذیرند و همه جا و در همه موارد ازاوامر و فرمانهای او اطاعت کنند.

بـا صـدور چنین دستوری برای تحت فشار قرار دادن ملت مسلمان عراق،میرزای دوم به وضوح و روشـنـی دریـافـت که نیروهای استعماری بریتانیای کبیرمی رود تا تسلط بیگانگان به کشورهای اسـلامـی را ابعاد تازه ای بدهد، از این رو دراوج بحرانی که با گسترش دامنه تسلط غرب به شرق مـسـلمان درگرفته بود، فتوایی صادر کرد که لرزه بر ارکان حکومت استعماری انگلیس درافکند در این فتوی به صراحت گفته شده بود که انتخاب غیر مسلمان به حکومت مسلمانان جایز نیست.
متن فتوی معظم له: ان المسلم لا یجوز له ان یختار غیر المسلم حاکما

ایـن فـتـوی و هـم زمان با آن مقاومت و مبارزه منفی اش، اثر عمیقی بر دلهای دردمند مسلمانان اسـتـعـمار شده و تحت استعمار قرار گرفته، به جای نهاد و آنان را درابعادی وسیع به مسئولیت سـیـاسـی و اجـتـمـاعی خود آگاه ساخت این فتوی بالاتر ازهمه، به ملل اسلامی هشدار داد که سرنوشت زندگی سیاسی و اجتماعی و فردی آنان،باید به وسیله خود مسلمانان تعیین و مشخص گـردد و هـیـچ نیروی بیگانه و اجنبی، باهر اندازه قدرت و سلطه گری نباید و حق ندارد در این مسائل دخالت کند.

مـیـرزای دوم در راه مبارزه گسترده خود علیه پرقدرت ترین نیروی استعماری آن زمان، تنها به صـدور فتوی اکتفا نکرد، بلکه هم زمان با اجرای فتوی یک محفل سری هم تشکیل داد که اعضای آن را تـنی چند از علما مبرز و روحانیون مجاهد ومبارز به نامهای: شیخ مهدی خالصی، سید هبه الدین شهرستانی و سید ابوالقاسم کاشانی و تشکیل می دادند.

ایـن گـروه هـر روز، و گـاه روزی چـنـد بـار جلسات خود را به طور سری با حضوروی تشکیل می دادند و نتیجه مذاکرات و تصمیمات خود را میان روحانیون نجف ورؤسای عشایر فرات پخش و توزیع می کردند و افکار عمومی را در پیشبرد اهداف اسلامی، توجیه و رهبری می کردند.

مـیرزای دوم، در مقام رهبری مجاهدات ضد استعماری ملل مسلمان به طوراعم، و ملت عراق به طور اخص، اعلامیه ها، نامه ها و فتواهای متعددی نوشته و صادرکرده است که از آن میان برای آن که نمونه ای به دست داده باشیم، به دو نامه اشاره می کنیم:

نامه تکان  دهنده

در نامه اول خطاب به مردم عراق چنین می نگارد:

برادران عراقی! هم رزمان شما در بغداد، کاظمین، نجف، کربلا و دیگر جاهاهم پیمان شده اند که دسـت به تظاهرات مسالمت آمیز زنند و برخی از این تظاهرات راآغاز کرده اند، خواسته همه مردم حـقـوق مشروع ملت عراق است که نتیجه آن استقلال این کشور است بر اساس یک حکومت عدل اسلامی.

بـنـابـراین وظیفه همه شما است که نمایندگان خود را برای مطالبه این حقوق به بغداد گسیل داریـد، سـعـی کـنـید به امنیت مردم ضرر و آسیب نرسد و در میان خودتان اختلاف ایجاد نگردد تـوصـیـه می کنم در این جهاد بزرگ به همه عقاید و افکاری که درمیان مردم وجود دارد، احترام بگذارید.

تـاثیر این نامه، شگرف و بیرون از حد تصور بود همین که این نامه در میان مردم عراق پخش شد و دسـت بـه دست گشت در مدتی اندک نمایندگان مردم ازشهرهای مختلف، حتی از روستاهای عـراق دسته به دسته به بغداد سرازیر شدند قدرتهای انگلیس، در آغاز کار را جدی نمی گرفتند و باور نمی کردند که تنها فتوی ویک نامه از طرف یک رهبر مذهبی بتواند چنین شور و هیجانی برپا کـنـد و بدینگونه هزاران نفر را از اقصی نقاط کشور به راه اندازد و موجی چنین خروشان به پا کند اماچون دو روز گذشت و ناگهان دیدند که سیل خروشان مردم خشمگین به سوی بغدادسرازیر شـده اسـت و دیگر در خیابانها و کوچه های بغداد راهی برای عبور پیدانمی شود، تازه دریافتند که چه خطری احاطه شان کرده است.

در اثـر احـسـاس ایـن خطر بود که انگلیسیها برای جلوگیری از عواقب آن دست به شدت عمل و اعمال خشونت زدند.

نامه دوم:

میرزای شیرازی دومین نامه خود را خطاب به مردم عراق صادر کرد این نامه که گویی کلمات آن شعله های آتشین سرکش بود که به خرمن خشک جان و روان مسلمانان می افتاد، آنان را به راستی یکپارچه تبدیل به شعله می کرد و به جان استعمارگران انگلیسی می انداخت.

هـمین نامه است که حاوی فتوای معروف و تاریخی میرزای دوم است ومورخین و محققین تاریخ ملل شرق و به خصوص تاریخ مبارزات مسلمانان ونهضتهای اسلامی از آن چنین یاد کرده اند:.

فـتـوایی تکان دهنده و برانگیزاننده که در سرنوشت مردم عراق و دیگرکشورهای مجاور تاثیری خـاص داشـت و اسـتعمارگران را چنان دچار وحشت واضطراب کرد که ناگهان خود را در یک قدمی نابودی دیدند.

نامه تکان دهنده و فتوای تاریخی ایشان با این عبارات آغاز می شود:

مطالبه الحقوق واجبه علی العراقیین و یجب علیهم فی ضمن مطالباتهم رعایه السلم و الامن و یجوز لهم التوسل بالقوه الدفاعیه اذا امتنع الانگلیز عن قبول مطالباتهم.

(بـر مردم عراق استیفای حقوق خود واجب است، در خلال اقدامات خود،صلح و امنیت را در نظر داشـتـه بـاشـنـد، اما در صورتی که دولت انگلیس از پذیرفتن پیشنهادهای آنان سرباز زند، مردم می توانند از سلاح استفاده کنند و با دشمن خودبجنگند).

بـا صدور این فتوی، وضع دگرگون شد مردم مسلمان و زجر کشیده وستمدیده و محروم مانده عـراق، تـا آن زمـان بـلاتکلیف و بی هدف و سرگردان بودند ونمی دانستند در نهایت امر در برابر استعمارگران جهان غرب، باید چه کنند و چه جبهه ای داشته باشند؟

ولی اکنون با صدور فتوایی به این روشنی و وضوح، دیگرکمترین نقطه تاریک و مبهمی باقی نمانده بود چون زعیم عالیقدر و رهـبـر و مـرجـع عـراقـی مبارز و آگاه، تکلیف مردم را روشن ساخته، آشکارا به ملت عراق اجازه داده بـود کـه هـمـه اعـم از شـیعه و سنی، یک دل و یک جهت و یک پارچه، در صفوف مبارزه قرار گـیـرنـد و کار را از مرحله دفاع محض بگذرانند و در صورت لزوم جبهه خود را ازتدافعی به تهاجمی تغییر دهند.

همین فتوی و به دنبال آن برانگیختن یکپارچه ملت مسلمان عراق، پایه های نهضت بزرگ را بنیان نهاد و هسته مرکزی انقلاب عراق را تشکیل داد.

گـر چه میرزا محمد تقی شیرازی، چهار ماه پس از صدور این فتوی، دعوت حق را لبیک گفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد، ولی نهضت و انقلابی که پایه گذاری کرده بود، نه تنها خللی نیافت، بـلـکه از بیم آن که مبادا در ارکان آن سستی وفتوری راه یابد، مردم عراق آن را با جان و دل، و با تـلاش و جـان فـشـانـی بیشتری دنبال کردند و انقلاب را چنان محکم و استوار پابرجا و زنده نگاه داشـتـنـد که فرماندهان وعمال حکومتی انگلیس در عراق، با هراس و ناباوری می گفتند: این مسلمانان چگونه ملتی و چگونه مردمی هستند که حتی پس از مرگ فرمانده خود از هم نمی پاشند و حتی یک پارچه تر و متشکل تر می شوند؟

آنها نمی دانستند که در مرحله جهاد اسلامی، دیگر تنها شـخص رهبر مطرح نیست، بلکه آنچه مطرح وسرنوشت ساز است، هدف رهبری است و هدف رهـبـری اسـلامـی، بـه خصوص درزمینه نهضتهای ضد ستم با تولد یک رهبر ایجاد نمی شود تا با درگـذشـت او هم از میان برود رهبری اسلامی نیرویی است مداوم و دنباله دار که در طول تاریخ مـعنوی زندگی مسلمانان ادامه دارد و از یک نسل رهبری به نسل رهبری بعدی سپرده می شود، چون فرمان حقیقی خود را از متن تعالیم اسلام دریافت می دارد.

بـدیـن گـونـه پـس از درگـذشـت مـیرزای دوم، دیگر مراجع عالیقدر، به خصوص شاگردان و خوشه چینان خرمن فضل و تقوی و شجاعت اخلاقی و شهامت مذهبی اش، راه او را دنبال کردند و رهـبـری نـهضت مردمی او را به عهده گرفتند و آنان نیز چون خود میرزا، در این راه جان به کف نهادند و بی توجه به جان و زندگی خاکی وفانی خود، پیش تاختند.

هم رزمان مرحوم میرزا

از جـمـلـه عـلـمـای مـشهور و مجتهدین بزرگی که در آن جنگ و جهاد ضداستعماری شرکت جستند، این نامها در تاریخ مبارزات اسلامی ملت عراق بیشتر ودرخشان تر به چشم می خورد:.

۱ ـ مرحوم سید محمد طباطبایی، فرزند ارشد آیه اللّه العظمی سید کاظم یزدی.
۲ و ۳ ـ آیه اللّه آقای ک ریال د مصطفی کاشانی، و فرزند برومندش آیه اللّه سیدابوالقاسم کاشانی.
۴ ـ آیه اللّه سید محمد تقی خوانساری.
۵ و ۶ ـ آیه اللّه شیخ مهدی خالصی و فرزند ارجمندش، مرحوم شیخ مهدی خالصی زاده.
۷ ـ آیه اللّه شیخ محمد باقر زنجانی.

کـه هـر یـک در رهـبـری نـهـضت اسلامی پایه گذاری شده توسط میرزای دوم،نقش حساس و تاریخ ‌سازی به عهده داشتند.

آنان هفته ها و ماهها در مناطق کوهستانی عراق که سنگر مجاهدین اسلامی بود، در اطراف بصره، مـزیرعه، در حومه قرنه، عماره، ناصریه، کوت و قصیبه که درحوزه شهر بغداد واقع است، به دفاع در مقابل نیروهای انگلیسی و مبارزه با نیروهای مهاجم پرداختند و از کشور اسلامی عراق حمایت و پـاسـداری کردند حمایت آنان درحقیقت تنها حمایت از یک کشور اسلامی نبود، بلکه حمایت از سنگر اسلام بود، چراکه رهبران ملل اسلامی آشکارا دریافته بودند که اگر استعمارگران غرب در یـک سـنـگـرموفق شوند و مردم یک نقطه مسلمان نشین را تحت استعمار و استثمار درآورند،در صدد هر چه بیشتر گسترش دادن متصرفات خود برآمده، قدم به قدم پیش خواهندرفت و سلطه اسـتـعـمـارگرانه خود را در سایر کشورهای اسلامی نیز گسترش خواهندداد و بر این گونه در تـضعیف کشورهای اسلامی و استضعاف ملل مسلمان، حد ومرزی نخواهند شناخت از این رو، این رهـبـران بـر آن بودند که در همان گام نخست ازپیشروی و پیشتازی استعمارگران جلوگیری کرده، از دست اندازی آنان به حدود وثغور کشورهای اسلامی و تسلط یافتنشان بر جان و زندگی سیاسی و اجتماعی وفردی مسلمانان ممانعت به عمل آورند.

میرزا محمد تقی شیرازی بـا مجاهدات شورانگیز خود نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ملل مسلمان به وجود آورد که نباید از نظر دور داشت، مجاهدات وی گرچه در عراق آغاز شد، درعراق ریشه گرفت و در عراق برگ و بار داد، ولی درختی که او با جان فشانی خودآبیاری کرد، درختی تناور بود که سایه های جان بخش بـرگ و بـار آن در هـمـه آفـاق سـرزمـینهای اسلامی گسترش یافت و مبارزات او ضربه ای آگاه کننده ای بود که کلیه جهان اسلام را بیدار و هوشیار ساخت.

وفات

او پـس از عـمـری تلاش و کوشش در راه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه سامراو نجف، بالاخره در دهـه اول ذی حـجـه سـال ۱۳۳۸ هجری قمری، در ۶۸ سالگی، درشهر نجف درگذشت، و حوزه عـلمیه آن شهر، به مناسبت مرگ او تعطیل عمومی شد،و با کمال تجلیل جنازه او به کربلای معلا نقل گردید و مرحوم آیه اللّه شریعت اصفهانی بر جنازه اش نماز گزارد، و در یکی از حجرات صحن مقدس حسینی (ع) دفن شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code