شنبه , آذر ۲۴ ۱۳۹۷
خانه / اهل بیت (ع) / على (علیه السلام ) و تشکر از همسر

على (علیه السلام ) و تشکر از همسر

شکى نیست که (فاطمه زهرا) علیهماالسلام در خانه امیرالمؤمنین فوق العاده صبر و شکیبایى داشت ، و با فقر مالى و عدم رفاه زندگى مدارا کرد و در برابر فشارهاى سیاسى که به امیر مؤمنان وارد مى شد، و روح زهرا علیهاالسلام را به شدت آزار مى داد تحمل کرد! و در این میادین آن چنان امتحان داد که ملائکه را به تعجب واداشت ، و تاریخ اسلام را از این حوادث تلخ شرمنده ساخت !!
فاطمه در حالى که همسر امیرالمؤمنین بود از دشمنش سیلى خورد!! و قباله فدکش پاره گشت !! و خانه امنش که ملائکه و عزرائیل بدون اجازه اش وارد نمى گشتند، مورد یورش وحشیانه قرار گرفت !! و (باب الله ) منزل وى به آتش کشیده شد، و جنینى را که پیامبر محسنش نامیده بود در اثر حمله ناجوانمردانه شهید و سقط گردید!
زهرا همه این ناملایمات را در دوران شوهردارى تحمل کرد، و هرگز در مقابل على (علیه السلام ) لب به شکایت باز نکرد!! و همه را در (خزانه اسرار) نگه داشت ، و روزى در پیشگاه الهى آنها را فاش خواهد کرد…
زهرا براى (ولایت على ) دست و پا مى زد و تا چهل شب به همراه على و دو فرزندش به در خانه هاى مهاجر و انصار مى رفت تا از آنان کمک گیرد و حق بر باد رفته ولایت را از غاصبین باز ستاند ولى نشد که نشد!(۱)
زهرا همان همسر با وفایى است که چون على را به زور براى بیعت ستمگران به مسجد بردند، پیراهن رسول خدا را بر سر کرد، و دست هاى حسنین را به دست گرفت ، و خطاب به خلیفه دیکتاتور فرمود: مى خواهى على را به شهادت رسانده مرا بیوه نموده و حسنینم را یتیم بنمایى ؟! و آنگاه دست على را گرفت ، و از مهلکه شیاطین نجات داد،(۲) و خطاب به قبر رسول خدا گفت :
(اى پدر، اى رسول خدا! بعد از تو چه مصیبت هایى را تحمل نمودیم ! و ابوبکر و عمر چه فشارها و ستم هایى را در حق ما روا داشتند! سوگند به خدا تا عمر دارم با آنان حرف نمى زنم !(۳) و سپس به على (علیه السلام ) وصیت کرد که آن دو بر پیکر پاک وى نماز نخوانند!)(۴)

زهرا با لباس وصله دار در خانه على (علیه السلام ) زندگى کرد، و در آن خانه فرش زینت و لباس ندید، و مزه لذائذ مادى را نچشید.
على (علیه السلام ) نیز متقابلا در برابر محبت هاى زهرا و تحملات و شکیبایى وى قدردانى مى کرد، و پیوسته وجود زهرا را یکى از افتخارات خویش مى دانست ، و در محاجه و مناظره هایش با دشمنان ، این موضوع را مورد تاءکید قرار مى داد!
على (علیه السلام ) شخصا براى خود فاطمه زهرا بارها این حقیقت را اظهار داشت ، و از صبر و بردبارى وى سپاسگزارى فرمود، و تا او زنده بود على خود را نباخت ، و صبر و مقاومتش را از دست نداد… ولى پس از شهادت فاطمه ، گویا على (علیه السلام ) ناتوان شده بود، و صبر و قرار نداشت ، و فراق فاطمه را پس از رحلت رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم از دردناکترین دردها توصیف مى کرد، و از خدا براى خویشتن صبر و حوصله در خواست مى نمود و بدین وسیله هم نقش فاطمه را متذکر مى شد، و هم سپاس وى را اظهار مى داشت !! و هنگامى که همسر با وفایش را در زیر خاک ها مى گذاشت ، خطاب به قبر رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم گفت :
(السلام علیک یا رسول الله ، عنى وعن ابنتک النازله فى جوارک ، والسریعه اللحاق بک ، قل یا رسول الله عن صفیتک صبرى !! ورق عنها تجلدى … فلقد استرجعت الودیعه ، واخذت الرهینه ، اما حزنى فسرمد، و اما لیلى فمسهد…) (۵)
سلام و درود من بر تو اى رسول خدا! و از دختر عزیزت که پس از رحلتت به سرعت به تو پیوست !
اى رسول خدا! در اثر مفارقت زهرا، توانم به ناتوانى و صبرم به کم صبرى تبدیل گشته !! اى نجات دهنده عالم هستى ! امانت تو باز پس داده شد و گروت از من گرفته شد! اما بدان که بعد از این دیگر حزن و اندوه من همیشگى است ، و شب ها از فراق فاطمه خواب به چشمم نخواهد رفت !
این عبارات مى رساند که فاطمه تا چه حد در زندگى و روحیه و مقاومت على (علیه السلام ) نقش اساسى داشته و امیرالمؤمنین تا چه میزان به او علاقمند بوده ، و چه سان محبتهاى او را فراموش ننموده است که حتى پس از مرگ و شهادت وى نیز از آن حضرت تشکر مى نماید!!
و همچنین در این عبارات اشاره اى به قبر گم شده زهرا دیده مى شود، زیرا از واژه السلام و نازله فى جوارک (نازل شده در کنارت ) استفاده مى گردد که در کنار قبر رسول الله دفن شده است .
و هنگام دفن زهرا یک مناجاتى هم با خدا کرد و گفت :
(اللهم انى راض عن ابنه نبیک ، اللهم آنهاقد اوحشت فانسها…) (۶)
خدایا! من از دختر پیامبر تو راضى هستم ، بار الها! او از قبر مى ترسد، پس ‍ با او انس بگیر و به وى آرامش ده .
این فراز نیز مى رساند که على (علیه السلام ) از فاطمه تشکر کرده است ، و رضایت خود را از او به پیشگاه الهى اعلام نموده ، و اشعار مى دارد که : حتى فاطمه زهرا با آن عظمتش به رضایت على نیازمند است ! تا وى اعلان رضایت نموده ، و در وحشت قبر زهرا توصیه نماید!!
چنانکه در صدر این حدیث مذکور از امام باقر (علیه السلام ) آمده است : هیچ چیز به اندازه رضایت شوهر در سعادت ابدى زن مؤ ثر نیست . (۷)
پس نتیجه مى گیریم که على (علیه السلام ) نه تنها در دوران حیات فاطمه از وى تشکر مى کرد، بلکه بعد از این دوران نیز او را فراموش نکرد، و بارها از وى به نیکى یاد مى فرمود…
همانطورى که رسول خدا هم از زحمات و محبت هاى (خدیجه کبرى ) سپاسگزارى مى کرد… (۸)
تهیه انار براى حضرت فاطمه (علیه السلام )
روزى امیرالمؤمنین (علیه السلام ) به خانه آمد، دید که حضرت فاطمه (علیه السلام ) مریض و تب دار افتاده است ، سر خانم را به دامن گرفت و به رخسار او مى نگریست و اشک از دیدگان مبارکش جارى بود؛ چون زهرا کمى به حال آمد، امام فرمود: چه میل دارى ، از من بطلب . عرض ‍ کرد: چیزى نمى خواهم ، دوباره امام اصرار کرد؛ عرض کرد: چیزى نمى خواهم ؛ پدرم رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: از شوهرت على (علیه السلام ) هرگز خواهش چیزى مکن که مبادا خجالت بکشد؛ فرمود: به حق من ، آنچه مى خواهى بگو. عرض کرد: حالا که قسم دادى ، اگر انارى باشد خوب است ؛ امام از منزل بیرون آمد و جویاى انار شد، عرض کردند: فصل انار گذشته لکن براى شمعون یهودى از طائف مقدارى انار آورده اند. امام خود را به در خانه شمعون رسانید و در خانه اش را زد، شمعون بیرون آمد و تعجب کرد و عرض کرد: چه باعث شده که در خانه ام تشریف آوردید؟ حضرت فرمود: شنیده ام از طائف انارى برایتان آورده اند چنانچه از آن باقى باشد یکى را به من بفروش که براى بیمار عزیزى مى خواهم .
عرض کرد: فدایت شوم ! آنچه بود فروختم ، حضرت فرمود: در خانه جستجو کن ، شاید باقى مانده باشد؛ عرض کرد: اطمینان دارم که نیست ؛ زوجه اش پشت در ایستاده بود، عرض کرد: اى شمعون ! یک انار ذخیره در خانه است ، آنگاه انار را به نزد امام آورد، و حضرت چهار درهم ، عوض آن به شمعون دادند.
شمعون گفت : قیمتش نیم در هم است ، فرمود: چون عیالت انار را ذهیره کرده بقیه از براى او باشد؛ انار را برداشت و به سوى خانه رهسپار شد، در اثناى راه ، ناله غریبى شنیده ، و به طرف آن صدا رفت تا داخل خرابه اى شد، دید کورى مریض و غریب از شدت ضعف مى نالد، حضرت در بالین او نشست و سر او را در کنار گرفت و جویاى احوالش شد. عرض کرد: اى جوان صالح ! از صالح ! از اهل مدائن هستم و قرض فراوانى دارم ، آمدم به این منطقه تا شاید امیرمؤمنان براى قرضم علاجى نماید که مریض شدم ، امام فرمود: چه میل دارى ؟ عرض کرد: اگر انار باشد مایلم ، حضرت فرمود: یک انار در این شهر بود که براى بیمارى تحصیل کرده ام لکن تو را محروم نمى کنم ، پس انار را دو نیم کرد و نصفى را به دهان مریض داد و نصف دیگر را براى فاطمه علیهماالسلام برداشت ؛ آنگاه فرمود: چه میل دارى ؟ عرض کرد: اگر نصف دیگر را حسان نمایى ممنونم .
حضرت سر به زیر انداخت و به نفس خود خطاب کرد: اى على ! این مریض در خرابه غریب و تنهاست ، سزاوار رعایت است ، شاید خداوند به جهت فاطمه علیهماالسلام وسیله دیگرى تهیه نماید. پس نصف دیگر انار را به او داد تا تمام شد؛ مریض امام را دعا کرد و امام رهسپار خانه شد، اما در این فکر که جواب فاطمه علیهماالسلام را چه بگوید.
متحیرانه آمد تا به در خانه رسید، از داخل شدن به خانه حیا مى کرد، لذا سر از در خانه پیش برد که ببیند فاطمه علیهماالسلام خواب است یا بیدار، دید فاطمه علیهماالسلام تکیه کرده و عرق نموده ولى طبقى از انار فوق العاده نزدش است و تناول مى کند. خوشحال ، داخل خانه شد و از واقعه جویا شد؛ فاطمه علیهماالسلام عرض کرد: یا ابن عم ! چون تشریف بردید زمانى نکشید که ناگاه در خانه را زدند؛ فضه رفت ، دید شخصى است که به در خانه ، طبقى انار آورده است ، گفت : این طبق انار را امیرالمؤمنین براى فاطمه علیهماالسلام فرستاده است .(۹)

پی نوشت :

۱-شرح ابن ابى الحدید ج ۶ ص ۱۳.
۲-کافى ج ۸ ص ۲۳۷ ح ۳۲۰ واضعه قمیص رسول الله على راءسها آخذه بیدى ابنیها…
۳-تاریخ طبرى ج ۳ ص ۲۱۰، الامامه والسیاسه ج ۱ ص ۱۳.
۴-ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه ج ۶ ص ۵۶ – ۵۰.
۵-نهج البلاغه خ ۱۹۳ ص ۶۵۱.
۶- بحار الانوار ج ۱۰۳ ص ۲۵۶.
۷- لا شفیع للمراه انجح عند ربها من رضا زوجها.
۸- نقل از آفتاب ولایت ، ص ۳۹۶ – ۳۹۳.
۹-مجالس المتقین شهید ثالث ، ص ۲۴۳؛ نقل از داستانهایى از زندگانى حضرت على (علیه السلام )، ص ۶۶.

 

 فرآوری و تنظیم مطلب :  سایت رهبران شیعه

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code