یکشنبه , شهریور ۲۴ ۱۳۹۸
خانه / دین و اندیشه / اهل بیت (ع) / ممسوس فی ذات الله

ممسوس فی ذات الله

آیا حدیث زیر از لحاظ سندی معتبر است و اگر معتبر است معنای آن چیست؟ «قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ‌‍لا تسبوا علیا فانه ممسوس فی ذات الله» اگر این حدیث درست باشد چون امیرالمؤمنین (علیه السلام) ممسوس در ذات خداوندی است و کسی نمی تواند از این جلوتر رود آیا تکامل را برای حضرت(ع) نفی نمی کند؟ چون ائمه (سلام الله علیهم اجمعین) هر چند کامل هستند اما باز هم می توانند کامل تر شوند.

12

۱. اصل این حدیث ظاهراً در کتب روایی اهل سنّت بوده است و بحار الانوار در ج۳۹ ص۳۱۳ ، آن را از کتاب حلیه الأولیاء ، ابو نعیم اصفهانی ، ج ۱ ص ۶۸ نقل نموده است. دیگر علمای اهل سنّت چون هیتمی و طبرانی نیز آن را روایت کرده اند. این حدیث در کتب اهل سنّت گرچه مشکلات سندی دارد ولی روایات دیگری در کتب شیعه و اهل سنّت وجود دارند که مفادّ این حدیث را تایید می کنند. همچنین در بحار الانوار ج : ۱۰۷ ص : ۳۰ در ضمن اجازه نامه ی یکی از علمای شیعه این حدیث با سندی کاملاً شیعی ذکر شده است که به نظر می رسد سند آن مشکلی ندارد. امّا این حدیث دلالتی بر انسان کامل بودن آن حضرت ندارد. ممسوس یعنی مسّ شده ، و مراد از آن شیفته و دلداده بودن است. برخی افراد به خاطر سختگیریهای علی (ع) در امور مربوط به حقوق عمومی از دست آن حضرت به نبی اکرم(ص) شکایت نمودند. حضرت خاتم (ص) فرمودند: علی را سبّ نکنید چرا که او شیفته و دل داده خداست. کما اینکه در مورد دیگری فرمودند:« ارْفَعُوا أَلْسِنَتَکُمْ مِنْ شِکَایَهِ عَلِیٍّ فَإِنَّهُ خَشِنٌ فِی ذَاتِ اللَّه‏ : زبان خود را از شکایت در مورد علی نگهدارید زیرا که وى نسبت به امور الهی سختگیر و جدی و سازش ناپذیز است.» مفاد این دو روایت یکی است و هر دو در موارد مشابه از نبی اکرم (ص) صادر شده اند. لذا مقصود نبی اکرم(ص) از این تعابیر این بوده که علی(ع) به خاطر محبّت عمیقی که به خدا دارد در اجرای فرامین الهی سختگیر است. کلمه ممسوس در زبان عربی یک اصطلاح است لذا نباید آن را معنی لغوی صرف نموده و به معنی مسّ شده به دست خدا گرفت. اگر مراد حضرت چنین معنایی بود می فرمود:«ممسوس بذات الله» در حالی که فرمود:«ممسوس فی ذات الله» در لغت عرب ممسوس را به معنی مجنون به کار می برند ، لذا «ممسوس فی ذات الله» یعنی مجنون(شیفته) خدا ، معادل این تعبیر ظاهراً در زبان فارسی وجود ندارد ولی در زبان آذری مشابه آن به صورت «وورولمش» به معنی عاشق شده ، به کار می رود.
حاصل مطلب اینکه از روایت فوق انسان کامل بودن آن حضرت به اثبات نمی رسد امّا اصل این مطلب که امیر المومنین(ع) در اوج کمال انسانی است مطلبی غیر قابل شک است و مضامین روایاتی که در این باب وجود دارد فراتر از حدّ تواتر است. برای مثال آن حضرت فرمودند:« … أَنَا بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ … »( بحارالأنوار،ج۳۹ ،ص۳۴۷) لازمه اینکه آن حضرت به اذن خدا عالم به هر چیزی باشد این است که تکامل علمی برای او معنی نداشته باشد.

۲. کمال انسان در این است که مظهر اسماء حسنای خدا شود ؛ و اوج کمال آدمی در این است که مظهر تامّ اسماء الهی گردد. و چهارده معصوم واجد این مرتبه از کمالند. لذا از نظر عرفان نظری برای این بزرگواران تکامل به معنی خاصّ آن معنی ندارد. تکامل آدمی فقط در پرتو قرآن کریم است و چهارده معصوم تمام حقیقت قرآن کریمند.لذا کمالی در قرآن کریم نیست که آن بزرگواران ، هنگام رسیدن به مقام ولایت کسب نکرده باشند. بر این اساس اعمال آنها در زمان ولایتشان ، برای کسب کمال نیست بلکه اقتضای ذات کامل آنهاست. به اصطلاح حکما انسان کامل فاعل بالتّجلی است ؛ یعنی عمل نمی کند که نقصی را از خود برطرف نماید بلکه داشته های وجودی خود را اظهار می کند. انسان کامل از آن جهت که عبد محض است جز عبادت از او سر نمی زند ؛ لذا هرچه کند عین عبادت است. ملائک نیز چنین خصوصیّتی دارند ؛ یعنی فعلشان برای کسب کمال نیست ؛ افعال خداوند متعال نیز به نحو ظهور کمالات است نه برای کسب کمال. در عین حال ، اعمال انسان کامل همه از سر اختیار است ؛ کما اینکه افعال ملائک و خدا نیز با اختیار است. بلکه اختیار در فاعل بالتّجلی به مراتب اقوا از دیگر فواعل است.
انسان کامل مظهر اسم اعظم الهی است و مافوق آن ذات خداست. تنها حجاب بین انسان کامل و خدا حجاب امکان و وجوب است ؛ و این حجاب دریدنی نیست. به قول شیخ محمود شبستری « سیه رویی زممکن در دو عالم …..جدا هرگز نشد الله اعلم.» انسان کامل در مرتبه ای واقع شده که خود حجاب ذات خداوندی است . امام صادق(ع) فرمودند:« بِنَا عُبِدَ اللَّهُ وَ بِنَا عُرِفَ اللَّهُ وَ بِنَا وُحِّدَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَ مُحَمَّدٌ حِجَابُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى : خدا به واسطه ما عبادت شد و به واسطه ما شناخته شد و به واسطه ما یگانه دانسته شد و محمّد(ص) حجاب خداست.»( الکافی،ج۱ ،ص۱۴۵) یعنی بین اهل بیت(ع) و خدا هیچ مخلوقی نیست تا عبادت خدا کند. نه راهی و نه حجابی و نه اسمی و نه … ؛ چون غیر خدا هرچه هست عبد اوست. و عبدی بالاتر از نبی اکرم(ص) و آل او نیست . بنا بر این ، تکامل برای انسان کامل معنی ندارد.
به تصریح روایات ، نور وجود حضرات معصومین(ع) اوّلین مخلوق خداوند متعال است ، لذا بالاتر از آن نور ، هیچ رتبه وجود امکانی نیست. پس اگر اهل بیت(ع) در سیر صعودی خویش با آن نور متّحد شدند فراتر از آن تکاملی نخواهند داشت ؛ چرا که فراتر از آن ، واجب الوجود است.
البته باید توجّه داشت که هر سخنی کلاس خاصّ خود را دارد ؛ و هر سخن را هرجا و با هرکس نتوان گفت ؛ و هر ادّعای حقّی را نمی توان برای هر کسی اثبات نمود. حکما و عرفا ، مبانی فکری و اصطلاحات خاصّ خود را دارند که فراگیری آنها زمانی طولانی را طلب می کند. لذا چنین مطالبی صلاح است که علنی نگردند ؛ چون ضعف علمی شنونده مانع از آن خواهد شد که گوینده بتواند سخن خود را اثبات کند. و اگر گوینده بخواهد سخن خود را با روایات اثبات کند ممکن است شنونده با توجیهاتی ، راه انکار پیش بگیرد.

منبع : اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code