یکشنبه , شهریور ۲۴ ۱۳۹۸
خانه / ولایت پذیری / مطالب ویژه / چرارهبرى ایران مادام العمراست؟

چرارهبرى ایران مادام العمراست؟

برخى نویسندگان بر این باورند که: «انتخاب رهبر براى زمان محدود نه تنها اشکال شرعى و عقلى ندارد، بلکه با دموکراسى سازگارتر است… دموکراسى، روشى است معین براى رسیدن به نتایجى نامعین. دموکراسى، حکومت انتخابى است و انتخاب هم به صورت ایجابى و هم به صورت سلبى تجلّى مى کند.

گاه به یک فرد رأى مثبت مى دهیم و او را بر صدر مى نشانیم و گاه به فرد دیگرى، رأى منفى مى دهیم و او را عزل مى کنیم . دموکراسى، تغییر مسالمت آمیز حکومت است. ممکن است یک نفر به روش هاى دموکراتیک انتخاب شود و حکومت و رهبرى را در دست بگیرد، اما پس از آن به گونه اى راه ها را مسدود کند که شهروندان نتوانند او را برکنار کنند. رژیمى که با انتخابات بر سر کار آمده، اما با روش هاى دموکراتیک نتوان آن را تغییر داد، رژیم دموکراتیک نیست».[۱]
مبناى اختلاف در دایمى یا موقت بودن رهبرى، گوناگون است. اگر بخواهیم مشروعیت رهبرى را با انتخاب و بیعت مردم ثابت کنیم، مدت رهبرى پیرو نظر مردم خواهد بود. اگر مردم براى ۵۰ سال بیعت کنند، مدت رهبرى ۵۰ سال و اگر مردم براى ۱۰ سال بیعت کنند، مدت رهبرى ۱۰ سال است. در مقابل، اگر مشروعیت رهبرى را با نصب شرعى و الهى ثابت کنیم، مشروعیت و نصب رهبرى از ناحیه ى پیامبر و ائمه ى اطهار(علیهم السلام)خواهد بود و نایب عام امام زمان (عج) به شمار مى رود; یعنى ولایت ولى فقیه، ادامه ى ولایت پیامبر و ائمه ى اطهار(علیهم السلام)است و تعیین مدت آن نیز در اختیار شارع خواهد بود.

– دلایل انتصابى بودن ولایت فقیه
۱٫ نخستین دلیل، مقبوله ى عمر بن حنظله است. راوى از امام صادق(علیه السلام) پرسید: «دو تن از شیعیان نسبت به دین یا میراث، اختلاف دارند و براى داورى، نزد سلطان یا قاضى رفته اند. آیا چنین کارى حلال و رواست؟» حضرت، کار آن دو را حرام مى شمارد و مى گوید: «واجب است آنان براى داورى، نزد راوى حدیث اهل بیت(علیهم السلام) و آشنا به احکام فقهى شیعه بروند».
امام صادق(علیه السلام) هنگام بیان دلیل این وجوب، نپذیرفتن حکم حاکم شیعى را سبک شمردن حکم خدا و پشت کردن به خداوند و ائمه مى داند و این معصیت را درحد شرک به خدا معرفى مى کند.[۲] سخنان حضرت از چند جهت بر نصب فقیهان براى رهبرى دلالت دارد و قضاوت را ـ که شأنى از شؤون ولایت و حکومت است ـ براى آنان ثابت مى کند.[۳]

۲٫ امیرالمؤمنین على(علیه السلام) از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)نقل مى کند که آن حضرت فرمود: «بار خدایا! جانشینان مرا از ترحم خود بهره مند گردان.» گفته شد: «یا رسول الله! جانشینان شما چه کسانى هستند؟» فرمود: «آنان که پس از من مى آیند و حدیث و سنت مرا روایت مى کنند».[۴]
رسول خدا، سه منصب داشته است; فتوا، قضا و رهبرى. چون ایشان به طور مطلق فرموده است: «کسانى که راوى حدیث و سنت من (مبلّغ احکام من) هستند، جانشین من خواهند بود»، این خلافت جانشینى در هر سه نصب به ویژه رهبرى خواهد بود; زیرا اصطلاحاً جانشینى و رهبرى در مقام حکومتى به کار مى رود.[۵]

۳٫ على بن ابراهیم از پدرش، از حمادبن عیسى، از قداح، از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است که آن حضرت فرمود:
رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: … همانا علما، وارثان پیامبران هستند. پیامبران دینار و درهمى به ارث نمى گذارند، ولى علم به میراث مى گذارند.[۶]
بنابراین، شؤون اجتماعى پیامبران (همان سه منصب فتوا، قضا و رهبرى) به علماى دین رسیده است. البته احادیث دیگرى نیز در این زمینه وجود دارد که در این مقال نمى گنجد.[۷]
با توجه به آن چه گفته شد و مشهور بودن نظریه ى انتصاب نزد علماى شیعه، باید گفت بر اساس نظریه ى انتصابى، مشروعیت ولایت فقیه، دایمى است و دلیل شرعى و الهى بر مدت دار بودن آن به ما نرسیده است. البته اگر ولى فقیه، شرایط ولایت را از دست بدهد یا پس از مدتى معلوم شود از ابتدا، این شرایط را نداشته است یا بهتر از او پیدا شود، وضع دگرگونه خواهد شد.

اصل ۱۱۱ قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران مى گوید:
هرگاه رهبرى از انجام وظایف قانونى خود ناتوان شود یا فاقد یکى از شرایط مذکور در اصل پنجم و یکصد و نهم گردد و یا معلوم شود که از آغاز، فاقد بعضى از شرایط بوده است، از مقام خود برکنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده ى خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم مى باشد. در صورت فوت یا کناره گیرى یا عزل رهبر، خبرگان موظفند در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفى رهبر جدید اقدام نمایند.

– نتیجه:
۱ـ قانون اساسى، ولایت فقیه را به صورت ادوارى مطرح نکرده است; زیرا مبناى اصلى در این مسأله، نظریه ى نصب است که بر اساس آن، ادوارى بودن ولایت فقیه به نظر شارع بستگى دارد نه مردم. پس از آن جا که در ادله ى نصب، مدت خاصى براى ولایت نیامده است، فقیه جامع الشرایط را با وجود داشتن شرایط رهبرى، به دلیل گذشت مدت زمان خاص، از ولایت نمى توان بر کنار کرد.
۲ـ هر چند ولایت فقیه ادوارى نیست، ولى قید «مادام العمر بودن » نیز ندارد. این ولایت تا هنگامى است که صفات و شرایط در فقیه وجود داشته باشد. هر گاه ولى فقیه، آن شرایط را از دست بدهد، حتى اگر مدت زمان کوتاهى از رهبرى او گذشته باشد، از سوى مجلس خبرگان، بر کنار مى شود.[۸]

پی نوشتها:
[۱]. تلقى فاشیستى از دین و حکومت، اکبر گنجى، تهران، انتشارات راه نو، ۱۳۷۹، چ ۹، صص ۱۰۹ و ۱۱۳٫
[۲]. وسائل الشیعه، حرعاملى، ج ۱۸، ابواب صفات القاضى، باب ۱۱، ح ۱٫
[۳]. براى آگاهى بیشتر ر.ک: امام خمینى و حکومت اسلامى، قم، مؤسسه ى تنظیم و نشر آثار امام خمینى(رحمهم الله)، زمستان ۱۳۷۸، ج ۴، پیشینه و دلایل ولایت فقیه، ص ۲۸۳٫
[۴]. وسائل الشیعه، ج ۱۸، باب ۸، ح ۵۰٫
[۵]. امام خمینى (رحمهم الله) و حکومت اسلامى، ص ۲۸۷٫
[۶]. اصول کافى، محمد بن یعقوب کلینى، ج ۱، باب ثواب العالم و المتعلم، ح ۱، ص ۳۴٫
[۷]. امام خمینى(رحمهم الله) و حکومت اسلامى، صص ۲۹۰ ـ ۲۹۹٫
[۸]. براى آگاهى بیشتر ر.ک: مشروح مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسى; پرسش ها و پاسخ ها، محمد تقى مصباح یزدى، مؤسسه ى آموزشى امام خمینى(رحمهم الله); ولایت فقیه، محمد تقى مصباح یزدى، مؤسسه ى آموزشى و پژوهشى امام خمینى(رحمهم الله)

فرآوری و تنظیم مطلب : سایت رهبران شیعه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code