رفتن به بالا
  • سه شنبه - ۲۲ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۷:۲۸
  • کد مطلب : ۲۴۰۸
  • مشاهده :  35 بازدید
  • اشتراک پیامکی : ارسال عدد 7 به سامانه ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۶۷۲

    

على علیه السلام سیماى عدالت

او جانشین پیغمبر و اجرا کننده هدف عالى او است و این عدالت آسمانى پیغمبر است که روزنه وجود على علیه السلام چهره پرشکوه خود را نشان مى دهد.

تاریخ جهان ، مردان بزرگ و برجسته ، فراوان دارد، اینها نوابغ و بزرگانى هستند که بهتر و عمیقتر از هم عصران خود فکر مى کنند. شعاع دیدشان از دیگر افراد ملّت خود نافذتر و تموج فکریشان از سایرین بیشتر است . دنیا در پیشگاه چنین مردانى تواضع مى کند و آنها را به نام نابغه قرن مورد احترام و تجلیل قرار مى دهد… ولى … ولى در این بین ، گاه مردانى ظهور مى کنند که عظمت آنها مربوط به یک قرن و دو قرن و ده قرن نیست ، اینها رجالى هستند که براى همیشه بر سینه تاریخ بشریّت مى درخشند، زیرا عظمت و قدرت دیدشان براى همیشه اعجاب انگیز و قدرت بینائیشان از تمام مردم اعصار و قرون بیشتر و فزونتر است ، این قبیل مردان را نمى توان در چهار چوب یک عصر و دو عصر و ده عصر محدود کرد، زیرا بر آنچنان قلّه بلند و رفیعى جاى دارند که تکامل علمى و پیشرفت فکرى بشر به هر اندازه هم که وسعت گیرد باز به مقام رفیع و بلند آنان نرسد.
این شخصیّتها را نمى توان مخصوص به یک عصر و یا یک ملّت دانست آنها برگزیدگان تمام اعصار و قرون هستند، زیرا مغزشان بطور جاودان فکر کرده و مسایل انسانى را در خارج از زمان و مکان مورد بررسى قرار داده است و لذا نتیجه گیریهاى آنان نیز حاکم بر زمانها و مکانها است .
نوابغ بشر هرچه هم قوى و نیرومند باشند باز این قدرت را ندارند که مسایل را در خارج از دایره زمان و مکان ، مورد مطالعه قرار دهند، تنها امتیازشان این است که بهتر از مردم یک ملّت فکر مى کرده اند، گسترش و سیطره عظمت آنان تنها در حدود یک ملّت و آن هم مربوط به یک عصر معین است … ولى … .
ولى گاهى بشر به مردانى برخورد مى کند که عظمت و بزرگیشان پرده زمان را پاره کرده و از حدود ملّتها و نژادها نیز تجاوز کرده است ، اینها رجال جاودانى بشریتند، رجالى هستند که دنیا، براى همیشه خود را نیازمند افکار عالیه آنان مى بیند و سرآمد آنها مولى امیرالمؤ منین على بن ابیطالب علیه السلام است .

على علیه السلام از میان مردم جزیره العرب ظهور کرد، در آن عصر و در میان آن ملّت ، پس از پیغمبر، جلوه خاصى بخود گرفت و فروزندگى مخصوصى پیدا کرد. ملّت عرب در آن عصر، على را مردى بزرگ و پردرخشش مى دید، ایمانش ، عدالتش ، دستورات حکیمانه اش ، خلوصش ‍ در برابر خدا و خدمتگزاریش در برابر خلق خدا، همه را خیره کرده بود. مردمى که در خودخواهى و غرور و خودبینى غرق بودند و انسانها را همه در خود خلاصه مى کردند اکنون در برابر خود، مردى را مى بینند که از خود بیرون آمده و بر هرچه خودپرستى و غرور و خودبینى است گام نهاده است .
دنیاى آن روز در مردمک چشم على علیه السلام انعکاسى از روح انسانها مى دید، چشمى را مى دید نگران بدبختیها و بینواییهاى دیگران ، روحى را مى نگریست مضطرب از پریشانى همنوعان . على را مى دیدند که حتى یک شب هم با شکم سیر نمى خوابد و این براى مردمى که از مرز خودخواهى تجاوز نکرده بودند بس شگفت انگیز بود … .
مى گفتند: اى امیرالمؤ منین ! چرا به خود زجر مى دهى و با شکم گرسنه سر به بالش خواب مى گذارى …؟
جوابش این بود که : مى ترسم در گوشه اى دور افتاده دلى حسرت زده و گرسنه ، سر به بالین خواب گذارده باشد.
این خصوصیّات بود که کم کم تاریخ ، على را از ملّت عرب گرفت و او را بصورت انسانى جهانى و جاودانى درآورد. تاریخ ، روح على بن ابیطالب را نگران انسانها مى بیند و مى بیند که شهپر عواطف انسان دوستى على تمام مرزها را شکسته است .
در فرمان معروفش به مالک اشتر فرماندار مصر مى نویسد: واشعر قلبک الرحمه للرعیه والمحبّه لهم ….
تا آنجا که مى فرماید: فانّهم صنفان : إ مّا اخ لک فى الدین وإ مّا نظیر لک فى الخلق .(۱)
اى مالک ! به رعیت با قلبى سرشار از مهر و محبّت و لبریز از عاطفه بنگر! مبادا در کسوت فرمانروایى همچون درّنده اى خونخوار باشى و به خوردن آنان مشغول گردى ، زیرا مردم بر دو دسته اند: یا مسلمانند و برادر دینى تو و یا لااقل اگر هم مسلمان نباشند، همنوع تو هستند.
انسانهایى هستند که احیاناً ممکن است با لغزش روبرو شوند به آنها با دیده عفو و گذشت بنگر، با همان دیده اى که انتظار دارى خدا در تو بنگرد … .
مى بینید که روح انساندوست على ، چگونه مرزها را مى شکند و چگونه عواطف انسانیش نسبت به مسلمان و غیرمسلمان هر دو تجلّى مى کند … آرى ! … .
او فرزند یک ملّت نبود تا تنها یک ملّت را ببیند، او برگزیده خدا بود و به فرمان خدا باید در راه عدالت جهانى قدم بردارد. او مخصوص به یک نژاد و محدود به زمانى معیّن نبود، او مردى بود که مى بایست بر تارک اعلاى انسانیّت ، آن هم براى ابد، جاى گیرد و همین است صفت ممیزه اى که على علیه السلام را از حدّ نبوغ بالا برده و بر مقام عظیم ولایت و امامتش جاى داده است .
آنها که على را نابغه اى بزرگ مى شمرند ندانسته او را کوچک کرده اند، على علیه السلام امام است ، پیشوا است ، عظمت و بزرگیش از یک مقام الهى و آسمانى رنگ گرفته است .
او جانشین پیغمبر و اجرا کننده هدف عالى او است و این عدالت آسمانى پیغمبر است که روزنه وجود على علیه السلام چهره پرشکوه خود را نشان مى دهد. پیغمبر براى اجراى عدالت آمد و این على بن ابیطالب است که باید این هدف بزرگ و عالى را در وجود خود تجسّم دهد و نمونه اى زنده و پرشکوه در مسیر دید انسانها بگذارد و همین تلاش در راه عدالت جهانى است که على علیه السلام را بصورت مردى جهانى و جاودانى درآورده است .
عدالت ، مساءله دیروز و امروز و فردا نیست و على علیه السلام هم که سمبل عدالت و مظهر پرشکوه آن مى باشد، مرد دیروز و امروز و فردا نیست . على علیه السلام و عدالت دو موجود جاودانه اى هستند که براى همیشه بر افق اعلاى انسانیّت جاى گرفته و با فروغ آسمانى خود به روح انسانها جلا و روشنى مى بخشند.

پی نوشت :

۱-شرح ابن ابى الحدید ج ۶ ص ۱۳.

 فرآوری و تنظیم مطلب :  سایت رهبران شیعه

مطالب مرتبط


ارسال دیدگاه