رفتن به بالا

  • به هیچ­ وجه برای شهادت نمی­‌روم!

    آنها هر دو عاشق بودند و مریم به احترام همین عشق، خود ساک رضا را بست و حالا که او حضور فیزیکی ندارد با اقتدار و افتخار از مرد زندگی‌اش صحبت می‌کند. قلب شکسته این بانو حتی ذره‌ای عجز را در صورتش ننشانده و فقط منتظر است پیکر رضا از خان طومان سوریه برگردد تا تسکینی باشد بر بیش از سه ما دوری آن ها از هم. آنچه در ادامه خواهید خواند شروع و پایان زندگی دنیایی این دو تن به روایت ...