چهارشنبه , بهمن ۲ ۱۳۹۸
خانه / دین و اندیشه / اسلام و جلوگیرى از فساد
دانلود مداحی ( سینه زنی شور ) مربوط به مدافعان حرم بصورت مستقیم از سرور سایت رهبران شیعه

اسلام و جلوگیرى از فساد

همگام با پیشرفت مادی گرى که در برابر معنویت و ادیان ، جبهه گرفته بود، مادیها دین را عامل تخدیر و رکود معرفى کردند و مانع پیشرفت هاى علمى و صنعتى ملتها معرفى کردند، ولى آنچه از بررسى شرایط اجتماعى و سیاسى و اوضاع آن روز و از مشاهده تاریخ قرون وسطى به دست مى آید آنست که علت عمده این تهمت ، سرخوردگى از مسیحیت و جنایات کلیسا بود، چرا که این مادیها دیده یا شنیده بودند که به دستور کلیسا هزاران نفر دانشمند و روشنفکر کشته شده و یا در آتش سوختند!….

مارس کاشن مى نویسد: در این دوره به دستور کلیسا پنج میلیون نفر کشته شدند. و از سال ۱۴۸۱ تا ۱۴۹۹ میلادى ۱۰۲۲۰ نفر را زنده سوزاندند و ۶۸۶۰ نفر را دو نیم کرده و ۹۷۰۲۳ نفر را آنقدر شکنجه دادند که نابود شدند. (۱) آنان مى دیدند که هنوز هم کلیسا پاسدار منافع امپریالیسم و استعمارگران است و هر جا که پاى کشیش باز مى شود قدم نامبارک استعمار هم براى چپاول و غارت ذخائر و ثروتهاى ملى و فکرى و انسانى ، بدانجا باز مى شود. تا آنجا که مى گویند: میسونرها با یک دست انجیل را و با دست دیگر استعمار غربى را به آنان هدیه کردند! در نتیجه ، واکنش ‍ گروه انقلابى و روشنفکر در برابر اینگونه اعمال آن شد که دین را مانع پیشرفت و عامل رکود و مدافع منافع امپیریالیسم قلمداد کنند. انقلاب این گروه آتشى افروخت که خشک و تر، حق و ناحق را با هم سوزاند و مانند سیل بنیان کن ، زشت و زیبا، خوب و بد را یکجا با خود برد. پیداست که آیین حیاتبخش و انقلابى اسلام نیز از این تهمت ناجوانمردانه مصون نماند. و آنانکه از ماهیت اصلى و تعلیمات ارزنده اسلام بى اطلاع بودند، پنداشتند اسلام هم مثل مسیحیت است . و انسانها را به سکوت و تسلیم در برابر بى عدالتى ها و ستمگریها و استعمار دعوت مى کند. گویى آنان روح اسلامى را درک نکرده بودند، و گرنه با کمى دقت در متن دستورات اسلامى و بررسى مسائل آن و مطالعه مدارک اسلامى مى دیدند که اسلام با وضع قانون امر به معروف و نهى از منکر و نظارت ملى و ایجاد مسؤ ولیت عمومى و فردى در کارها، تدبیر و پیش بینى لازم را براى جلوگیرى از فساد، رکود و خفقان نموده است . پیامبر اسلام مى فرماید: کلکم راء و کلکم مسؤ ول عن رعیته …. (۲)

اسلام امر به نیکى ها و جلوگیرى از بدیها و جهاد و مبارزه را همچون نماز و روزه واجب دانسته و قران با قاطعیت تمام مى فرماید: با آنان که تجاوز و ستم مى کنند نبرد کنید تا به امر خدا بازگشت کنند.(۳) این نمونه از دهها آیه و روایات است که مسلمانان را به مبارزه علیه کفر و فساد و ظلم فرا مى خواند. این است منطق اسلام و تعالیم آن که خود عامل تحرک است و اساسا ایمان بهترین عامل تحرک انسانها به سوى هدف عالى انسانى است . شاهد زنده ما در تاریخ گذشته اسلام زندگانى پر ماجراى پیامبر عظیم الشاءن اسلام و جانشین پاک اوست . پیامبر اسلام با دست خالى و یک تنه در برابر بى عدالتى ، شرک ، استثمار، رباخوارى و ظلم و زور گویى و همه مفاسد محیط آنروز مکه و جهان قیام کرد. بارها دچار شکنجه ، آزار، ارعاب و حتى تهدید به مرگ شد. مدت زیادى در دره معروف به شعب ابى طالب در محاصره اقتصادى به سر برد و مسلمانان در اثر اذیت و آزار قریش به خارج از کشور مهاجرت کردند. خانه اش در معرض هجوم و شبیخون شمشیر زنان سران قریش که منافع نامشروع خود را در خطر مى دیدند واقع شد. همه اینها، یک لحظه آنحضرت را از هدف مقدس غافل نکرد و کوچکترین سستى و کوتاهى ، در انجام ماموریت مقدس و الهى خود براى رهایى توده هااز قید اسارت و استثمار و براى رهایى افکار از قید اوهام و خراف ، در او راه نیافت . پس از آنکه از تهدید، شکنجه و…خسته شدند خواستند تا از راه تطمیع و وعده ، در این دژ نفوذناپذیر ایمان و اراده ، رخنه کنند. سران قریش ، ثروت و سرمایه زیاد، ازدواج با بهترین دوشیزگان ، ریاست و زمامدارى قوم را یعنى از عوامل موثرى که اکثر داعیان و رهبران در برابرش تسلیم مى شوند به آنحضرت پیشنهاد کردند، ولى شرمسار برگشتند چه آنحضرت فرمود:اگر خورشید را به دست راست و ماه را به دست چپ من بدهید تا از این ماموریت دست بردارم …دست بردار نیستم .

(۴) آیا این همه پایدارى و مقاومت جز با نیروى ایمان میسر بود؟آیا اصولا پیامبر تکیه گاهى جز نیروى خدایى داشت ؟ چه عاملى جز ایمان سبب تحمل آنهمه فشار شکنجه شد؟ در جنگ احد که تنها پیامبر اسلام (ص ) و على (ع )و یکى دو نفر دیگر جانانه مى جنگیدند وبا همه زخمهایى کارى ، تا پیروزى نهایى به نبرد ادامه دادند و مانند دیگران فرار نکردند؛ پناهگاه و امید آنان چه بود؟آیا پشتوانه جز ایما: عقیده به خدا داشتند؟امام حسین (ع )چرا در شرایطى حساس و طاقت فرسا تا آخرین قطره خون خود و عزیزانش ، مى جنگید و تسلیم نمى شد و حاضر به سازش نبود؟!.. آیا درباره امامان پاک ما هیچ فکر کرده اید که چرا بیشتر عمر آنان در زندآنهاى بیدادگران و ستم پیشگان گذشته است ، و سرانجام با زهر ستم آنان از پاى در آمده اند و یا در میدانهاى جنگ تا آخرین قطره خون خود جنگیده و سرانجام کشته شده اند؟ آیا این ها نمودار ناسازگارى اسلام و تشیع در برابر زور و غارت و چپاول و بى عدالتى نیست ؟ شاهد زنده ما در این عصر، انقلاب اسلامى ملت مسلمان ایران است : براستى تاریخ تکرارهاى جالبى دارد. رهبر عظیم الشاءن نهضت اسلامى ایران که به پیروى از پیامبر گرامى با رژیم جاهلى و دست نشانده خارجى به مبارزه پرداخت ، با مشکلاتى از همان گونه که بر پیامبر گذشته بود روبرو شد. این بزرگ مرد نیز دست خالى و یک تنه در برابر بى عدالتى ، فساد، استثمار، و ستمگرى و زورگویى بر پا خاست و هیچ مشکلى نتوانست او را از مسیر مبارزه اسلامیش بیرون برد.شبانه به خانه او هجوم آوردند، او را به زندان افکندند و بالاخره از وطن و سرزمین خود بیرون راندند و علیه او توطئه کردند، و حتى شاه مخلوع در صدد تطمیع او برآمد، اما در همه احوال همان که بود باقى ماند و ادامه داد و به کوبیدن نظام ظلم و کفر ادامه داد تا ملت یکباره به پا خاست چنانچه دیدیم ، همه نهادهاى رژیم جبار را ویران کردند و جهان را شگفت زده ساختند… راستى اینگونه فداکارى ها که صفحات تاریخ اسلام و شیعه را پر کرده است به چه نیرو و قدرت انجام مى پذیرد؟ با حمایت کدام قدرت خارجى یا داخلى وقوع مى یابد؟ مگر اینان علاقه به حیات و زندگى و زن و فرزند، و مال و مقام را نمى فهمند؟ پس چرا همه را فداى هدف و دین و مبارزه با بیداد و ستمگرى زمامداران خائن مى کردند؟!اینان فقط با سرمایه ایمان به خدا و عقیده به رسالت آسمانى اسلام و با تکیه به قدرت پروردگار دست از جان و دل شستند؛ اینان همان اولیاء و دوستان خدایند که خوف و ترس از هیچ چیز ندارند. الا اولیا الله لا خوف علیهم ولا هم یحزنون .(۵)

چون فقط از خدا حساب مى برند و به او متکى مى باشند.از هیچ قدرتى ، حتى از مرگ نمى هراسند.این سخن پیشواى اول جهان تشیع على (ع )است که در مقام جهاد و مبارزه در راه دین و هدف مى گوید: اگر تمام عرب براى قتل من متحد شوند و به جنگ من بیایند، یک تنه به آنان حمله مى کنم و پشت به جنگ نخواهم کرد.(۶)

این منطق اسلام است در برابر خیانت و جنایت ، ظلم و ستم ، غارتگران و استثمار کنندگان . مسلمان واقعى با پیمان با خدا و رسول و مومنان ، خود را تنها وابسته به (حزب الله )مى داند و اگر به اصول و دستوراتش عمل کند همیشه پیروز و غالب است ، …فان حزب الله هم الغالبون .(۷)

منظور از اسلام و ایمان ، مذهب و ایمانى با چنین آرمان و هدف و رسالت است . از این جهت مسلمانان صدر اسلام و مومنان حقیقى تسلیم مرگ سرخ و افتخارآمیز مى شدند و در راه خدا شهید مى گشتند و هرگز تسلیم زور و ستم نمى شدند و تن به خوارى و ذلت نمى دادند و شعارشان چنین بود: القتل اولى من رکوب العار والعار اولى من دخول النار.(۸)
پس شکیبایى چرا؟
حوادث و پدیده ها دو گونه است . قابل تغییر و در اختیار ما و غیر قابل تغییر. بیشتر حوادث و عوامل نگرانى ، در اختیار ما به دست ماست و عوامل آنرا خود دانسته یا ندانسته به وجود مى آوریم و موجب ناراحتى و نگرانى ما شده است ؛ ما مى توانیم با راهنمایى هاى سودمند آنها را به نفع خود تغییر دهیم و زندگى را آنچنان که بایسته است بسازیم . مثلا در روایات اسلامى آمده است که دعاى چند نفر مستجاب نخواهد شد که از انجمله اند:
۱ – کسى که خداوند به او مالى عطا کرده ولى او آنرا بیهوده خرج کند و عقل معاش نداشته باشد و سپس بگوید: خدایا به من مال و ثروت بده .
۲ – کسى که زن ناسازگار و ستمگرى دارد و از خدا بخواهد که او را نجات دهد.!
۳ – کسى که دنبال کار و شغل نرود و در خانه بنشیند و بگوید خدایا به من روزى بده . (۹)

چون عوامل رفع انگونه ناراحتى ها در اختیار آنان بوده است . آدم ثروتمند مى تواند با بصیرت و عقل معاش از خرج هاى بیهوده جلوگیرى کند، همچنین شخصى که زن ناسازگار یا بد کار دارد مى تواند زن خود را طلاق دهد، و نیز کسى که به دنبال کار نرفته است تقصیر از خود اوست زیرا راه کسب و تجارت براى او باز است و مى تواند از نیروى خدادادى در این زمینه استفاده کند.ولى در برابر پاره اى حوادث ، ناچار باید آنها را آنگونه که هست ، بپذیریم و جز تسلیم در چاره اى نیست مانند اکثر مصیبات و ناملیمات شخصى پیش آمدهایى که منجر به از دست دادن عزیزان یا نقص اعضاء یا بیمارى هاى طولانى ، مى گردد و تغییر آنها امکان ندارد. در برابر این مصائب باید خود را عوض کنیم و با بردبارى آنرا برخود هموار سازیم . اسماعیل فرزند امام صادق (ع ) فوق العاده بیمار بود، کمال ، فضائل و اخلاق این پسر، چنان بود که دوست و دشمن به او علاقه داشتند، در بیماریش همه به ویژه پدر بزرگوارش امام ششم (ع ) فوق العاده ناراحت بودند تا جایکه مى پنداشتند اگر اسماعیل بمیرد حضرت نیز از کثرت اندوه از بین مى روند لیکن پس از مرگ او، با تعجب دیدند آن حضرت جزع نمى کند و ناراحتى قلبى ایشان بر طرف گردیده است . جریان را پرسیدند.فرمود ما خاندان رسالت ، تا وقتى که بلا و حادثه نازل نشده است دعا و نیایش مى کنیم و از خدا مى خواهیم که حادثه را واقع نشود ولى وقتى که آن حادثه واقع شد صبر مى کنیم . (۱۰)

امام چهارم (ع ) در ضمن دعاى خود در سحرهاى ماه رمضان مى فرماید: خدایا به من ایمانى اعطا کن که همواره با قلب و فکرم هماهنگ باشم . یقینى ده که بدانم جز خواست تو واقع نمى شود. و جز آنچه تو برایم خواسته اى بمن نرسد و مرا به آنچه که در زندگى تصمیم کرده اى راضى و خشنود هستم .(۱۱)

صبر و شکیبایى ، پذیرش و قابل انعطاف بودن در برابر حوادث اجتناب پذیر، براى بقاى انسان در رویدادهاى زندگى لازم است ، گیاهان در برابر حوادث خم مى شوند و با انعطاف خود توفان و تند باد را از خود عبور مى دهند، و اگر در برابر آنها مقاومت کنند به ناچار در هم شکسته و از بیخ بر کنده مى شوند. سنبله ها، بوته ها در زیر بار برف و توفان خم مى شوند و پس از آن که برف آب شد و توفان گذشت کم کم سر بلند مى کنند و به حیات خود ادامه مى دهند. امیرمومنان على (ع ) مى فرماید:کسى که صبر و بردبارى موجب رهایى وخلاص او نشود، بى تابى هلاکش مى کند (۱۲)

آنحضرت به فرزندش محمد توصیه میکند: ضربات خرد کننده نگرانى را با استقامت و تحمل در هم شکن و آنرا از خود دور کن . خویشتن را به بردبارى و صبر عادت ده که صبر، خصلت نیکویى است و نگرانى ، ترس وحوادث دنیا را به وسیله آن بر خود هموار ساز (۱۳)

این نکته را نیز یاداور مى شوم که نباید خیال کنیم معناى صبر آنست که در برابر ستم و خیانت و زورگویى تسلیم شویم و به آن راضى باشیم و یا اگر سودجویان و استعمار گران وضعى به وجود آورند، ما نیز خود را با آنان تطبیق دهیم و فقط به انتظار سرنوشت بنشینیم . زیرا این پندار از نظر اسلام درست نیست . اسلام تاکید نمى کند که مسلمانان باید بکوشند تا عوامل فساد و ستم را براندازند و هیچگاه نمى توانند به آن تن بدهد یا راضى باشد. امام صادق (ع )فرمود: ستمکار و کسیکه به ستمکار کمک مى کند و کسیکه به کار او راضى و خشنود است هر سه شریک هم هستند.(۱۴)

پی نوشت ها:

منبع : اسلام بهترین عامل تحرک و جلوگیرى از فساد-هیئت تحریریه موسسه در راه حق

۱-تاریخ تحولات اجتماعى ج ۲ ص ۱۲۳ از کتاب علم و دین به نقل از نشریه وزارت آموزش و پرورش فروردین ماه ۱۳۴۸٫
۲-المیزان ج ۸ ص ۱۲
۳-سوره حجرات آیه ۹
۴-سیره ابن هشام ج ۱ ص ۲۶۶
۵-سوره یونس آیه ۶۳
۶-نهج البلاغه ترجمه فیض الاسلام ص ۹۶۲
۷-سوره مائده آیه ۵۶
۸-بحار ج ۴۵ ص ۵۰
۹-وسائل ج ۱۲ ص ۱۵
۱۰-بحار ج ۴۷ ص ۲۴۹
۱۱-بحار ج ۹۸ ص ۹۳
۱۲-وسائل ج ۱۱ ص ۲۰۹
۱۳-وسائل ج ۱۱ ص ۲۰۸
۱۴-کافى ج ۲ ص۳۳۳

فرآوری و تنظیم مطلب : سایت رهبران شیعه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code