پنج شنبه , آذر ۲۱ ۱۳۹۸
دانلود مداحی ( سینه زنی شور ) مربوط به مدافعان حرم بصورت مستقیم از سرور سایت رهبران شیعه

تربیت نسل منتظر

یکی از مسائل مربوط به تربیت در بحث انتظار، این است که «چه کسی را می‏خواهیم تربیت کنیم؟»
در کار تربیتی و آموزشی ـ که آموزش ابزاری است برای کار تربیت ـ پیوسته صحبت از اهداف می‏شود و امروزه هدفهای رفتاری بیشتر مورد توجه است. این که مشخص شود چه رفتاری مورد انتظار است که در نهایت فرد به آن برسد. اگر بخواهیم دانستن را که یک امر پنهانی است به رفتار که امری آشکار است تبدیل کنیم، باید فعلش را طوری ادا کنیم که آن فعل با گفتن یا نوشتن، قابل مشاهده باشد؛ هر چند این تبدیل اهداف رفتاری گام خوبی است و در جهت این که در تربیت و در آموزش به کجا می‏رسیم و به چه سمتی قدم بر می‏داریم، بسیار مۆثر و سازنده است؛ ولی در عین حال انتقادهای بسیار بزرگی به آن وارد است. و آن این که در تعریف رفتاری افراد نمی‏توان بسیاری از ابعاد شخصیتی‏شان را در قالب ریخت؛ بنابراین حد میانه‏ای را باید در نظر گرفت؛ یعنی باید از یک طرف اهداف کلی را در نظر گرفت و از طرف دیگر اهداف رفتاری را، تا آن اهداف رفتاری در حقیقت به ما نشان بدهد که به کجا می‏خواهد برسد و به کجا باید برسد.
ما، در تربیت نسل منتظر، باید یکسری اصول را فرا گرفته و سر منشاء امور خود قرار دهیم که در این مبحث باختصار چند مورد را مرور می کنیم:

۱٫ فضاسازی

اولین و مهمترین نکته که باید تحقق پیدا کند، این است که فرد از اطرافیانش یاد بگیرد که وجود امام زمان(عج) مسئله‏ای جدی است؛ شوخی‏بردار نیست و سستی و سهل‏انگاری در آن راه ندارد. تربیت یعنی فضاسازی.
ما در تربیت نمی‏توانیم آدمها را تک به تک تربیت کنیم؛ اگر تربیت صحیح خواسته باشیم، باید فضا ایجاد کنیم. افراد وقتی در فضای خاصی قرار بگیرند، مطابق آن فضا حرکت خواهند کرد.
خیلی از چیزها احتیاج به ارائه کار مستقیم ندارد. یکی از دوستان پاکستانی را دعوت کردیم برای ولیمه حج؛ ایشان گفتند: غذاهای شما خیلی بدمزه است؛ یعنی غذاهای شما فلفل ندارد؛ طعم ندارد. من به این موضوع فکر می‏کردم که چطور شده ما به چنین غذاهایی عادت کرده‏ایم و پاکستانیها و هندیها به آن غذاهای تند عادت کرده‏اند. این سۆالی است که خیلی از روانشناسان پرسیده‏اند.
فرد از اطرافیانش یاد می گیرد که وجود امام زمان(عج) مسئله‏ای جدی است؛ شوخی‏بردار نیست و سستی و سهل‏انگاری در آن راه ندارد. تربیت یعنی فضاسازی
اینها یک تعلیم و تربیت پنهان است که از طریق فضاهایی که ایجاد می‏شود، شکل می‏گیرد. بعضی پدر و مادرها، در مورد درس خواندن بچه‏های‏شان مشکل دارند. هر چه آنان را امر به این کار می‏کنند، آنان سر باز می‏زنند. مشکل اینجاست که آنان می‏خواهند بچه را بطور مستقیم وادار به درس خواندن کنند. یکی از راهها این است که حالت خانه را مثل کتابخانه کنند؛ کاری که خود بنده سالها است که در زندگی انجام می‏دهم. ساعت شش بعد ازظهر، ناگهان چهره خانه عوض می‏شود و هیچ‏کس بلند حرف نمی‏زند. تلویزیون و رادیو خاموش است و هر کس گوشه‏ای می‏نشیند و کتاب می‏خواند و هر کس وارد شود، گویی فضا به او می‏گوید که آقا کتاب دستت بگیر و برو وبنشین بخوان. تنهاکاری که در اینجا انجام می‏دهم، مدیریت است. به احدی نمی‏گویم بخوان. اگر کاری خلاف خواندن انجام دهد، به او می‏گویم ساکت؛ الان هنگام بلند حرف زدن نیست و… این فضا واقعا بچه را مجبور به درس خواندن می‏کند. در تربیت، فضا سازی مهم‏تر از کار مستقیم فردی است. فضاها با انسان صحبت می‏کنند.
در مسئله تربیت نسل منتظر نیز این نکته بسیار مهم است؛ بسیار مهم‏تر از پیامهای مستقیمی است که می‏خواهیم به افراد بدهیم. یکی از فاکتورهای مهم در فضاسازی این است که وجود مبارک حضرت را جدی بگیریم و کوچک‏ترین شوخی و سهل‏انگاری به این موضوع وارد نکنیم؛ مانند مسئله قرائت قرآن. دستور الهی به ما می‏گویم:
«و إذا قری‏ء القرآن فاستمعوا له…»
هنگامی که قرآن خوانده می‏شود، به آن گوش فرا دهید…
به محض شروع تلاوت، مثلاً در تلویزیون، انسانی که می‏خواهد دیگران را تربیت کند، خودش باید ساکت باشد و با همه وجود به قرآن گوش فرا دهد. دیگر احتیاج نیست که دیگران را امر به گوش دادن کنیم. این مسئله بسیار مۆثر است. از این طریق، در حقیقت احترام به قرآن به وجود می‏آید. این مطلب در مورد خیلی چیزها باید ساری و جاری باشد.

۲٫ گوشزد کردن اهمیت مسأله

شوخی و خنده جزء زندگی ما است؛ حتی در مسائل دینی نیز بعضی موقع شوخی می‏کنیم. در بعضی چیزها به هیچ‏وجه نباید شوخی کرد؛ از جمله قرآن و قیامت. نام قیامت که بیاید، باید اشک جاری شود. یکی از استادان ما تعریف می‏کرد که در تهران برادری داشتم که شیطنت می‏کرد. می‏آمد قم و می‏گفت دلم برایت خیلی می‏سوزد. توی شهری زندگی می‏کنی که یک سینما ندارد و بعد می‏گفت که همه تکنسینها و مهندسان به جهنم می‏روند و شما به بهشت. ولی آنها آتش جهنم را به وسیله علمشان خاموش می‏کنند.
مسئله قیامت طوری در قرآن بیان می‏شود که هیچ جای شوخی نمی‏گذارد. در مورد قیامت نباید شوخی کرد. در نانوایی خانمی را دیدم که دستش با سنگ داغ سوخت. اعتراض کرد که چرا این را به من دادی. من گفتم این سوختنها خیلی زود التیام پیدا می‏کند و باید از آتش جهنم برحذر باشیم. گفت: اینجا من نسوزم، جهنم هر چه می‏خواهد بشود، بشود. این حرف عین حماقت و نادانی است که بر یک شخص، حاکم است. اگر بخواهیم نسل منتظر بار بیاوریم، با بعضی چیزها نباید شوخی کنیم. با نام امام زمان(عج) نمی‏توان شوخی کرد.
اگر بخواهیم نسل منتظر تربیت کنیم، باید با شنیدن نام ولی عصر(عج) حالمان دگرگون و چهره‏مان متغیر شود. این تغییر چهره تأثیر خودش را می‏گذارد. اگر بچه‏ای گوشه چشم تر ما را ببیند، از هزاران آموزش مستقیم بهتر است. آن بچه می‏بیند و در اعماق وجودش اثر می‏گذارد. نشان دهیم که ما درباره یک انسان مهم و بزرگ حرف می‏زنیم که سر سوزنی سهل‏انگاری در او وارد نمی‏شود. نام امام زمان(عج) که می‏آید برمی‏خیزیم و دست روی سر می‏گذاریم. این کاری بوده که امام رضا(علیه السلام) قبل از تولد امام زمان(عج) انجام می‏داده؛ این تکریمها در عمل باید نشان داده شود و مهم‏ترین تربیت نسل منتظر این است که نشان دهیم سخن از شخص بسیار مهمی است.

۳٫ انتقال معارف مهدوی

سخن از تعلیم معارف مهدوی است. خیلی چیزها باید به کودکانمان بیاموزیم. یکی از آنها احادیثی است که در مورد حضرت است. انتقال اینها به کودکان بسیار کارساز است. من به‏طور تجربی این مسئله را درک کرده‏ام. در دوران کودکی من، شخصی بود که هیأت تشکیل داده بود و بچه‏های کوچک‏تر را دعوت می‏کرد. هر وقت می‏رسیدیم می‏گفت، حدیث نماز را بخوانید. همه ما دسته‏جمعی می‏خواندیم: «من ترک الصلوه متعمدا فقد کفر…» و خودش ترجمه می‏کرد: «هر کس نماز را عمدا ترک کند کافر است». گویا از آن زمان، از آن جلسه، من همین جمله یادم می‏آید. چقدر در دوران جوانی و نوجوانی، به فریادم رسید؛ آنگاه که با غرایز، شبهات و مسائل گوناگون مواجه می‏شدم. لازم است این فرازها را برای بچه‏ها توضیح دهیم. برخی چیزها را گزیده انتخاب کنیم تا بچه‏ها تکرار کنند و حفظ کنند اینها نگهدارنده آنهاست.
اگر بخواهیم نسل منتظر تربیت کنیم، باید با شنیدن نام ولی عصر(عج) حالمان دگرگون و چهره‏مان متغیر شود. این تغییر چهره تأثیر خودش را می‏گذارد. اگر بچه‏ای گوشه چشم تر ما را ببیند، از هزاران آموزش مستقیم بهتر است. آن بچه می‏بیند و در اعماق وجودش اثر می‏گذارد

۴٫ بسیار یاد کردن امام زمان(عج)

یکی دیگر از کارهایی که باید در مورد روشهای تربیتی تأکید کنم، انجام آداب خاص و یادکردن فراوان از امام(عج) است. ذکر امام و نام امام باید در زندگی ما فراوان باشد من یکی از چیزهایی که امروزه دیدم و بسیار مۆثر است، ختم قرآن است که با برنامه‏ریزیهای مدون و منظم، هر کس یک حزب یا جزء یا سوره‏ای از قرآن را برای قرائت قبول می‏کند و موظف است هر روز آن را انجام دهد. این ختم قرآن را برای امام زمان(عج) انجام می‏دهند؛ یعنی هر روز یک ختم قرآن صورت می‏گیرد. این نعمت بزرگی است که شامل حال آنان می‏شود. ما معمولاً به‏طور منظم قرآن نمی‏خوانیم و این یکی از مشکلات جامعه ما است. این کار ما را موظف می‏کند. بعضی اوقات می‏بینیم که شخصی وقت ندارد، یا مشکلی دارد؛ به دیگران التماس می‏کند که آقا من نرسیدم این حزب را بخوانم شما بخوانید. همین مسائل انس با قرآن را زیاد می‏کند که ما باید این آداب را کشف و اجرا کنیم.

۵٫ ایجاد شرایط خاص

نکته دیگر اینکه این چراغانیها، روی کودکان تأثیر بسیار سازنده‏ای دارد. شیرینی دادن، عیدی دادن و… که متأسفانه کم می‏بینیم که روز تولد حضرت مهدی(عج) به کسی عیدی بدهند. این کارها در ذهن بچه‏های کوچک تأثیر می‏گذارد و بادوام است. باید در این روزها شرایط خاص برای کودکان فراهم کرد؛ مثلاً اگر به غذایی علاقه‏مندند آن شب آن غذا را درست کنیم. لباس نو پوشیدن خاطره خاصی دارد.
مواردی که ذکر شد تنها گوشه ای چند از ابعاد تربیتی نسل منتظر است. برای تک تک ما جا دارد که غیر از تلاش در این زمینه به آن حضرت و ائمه علیهم السلام برای راه پیدا کردن در این وادی متوسل شویم و بخواهیم که کمکمان کرده و راه درست را به ما بنمایانند.

فرآوری و تنظیم مطلب :  سایت رهبران شیعه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code