دانلود مداحی ( سینه زنی شور ) مربوط به مدافعان حرم بصورت مستقیم از سرور سایت رهبران شیعه

معنا و مفهوم ولایت

گرچه در مورد اهمیت بحث ولایت، آیات و روایات متواتری داریم که ولایت را منحصر در یک چیز نمی داند، اما این نوشته ولایت و معنا و مفهوم آن را بیان می کند.
در این تحقیق برای اثبات ولایت اهل بیت از آیات و روایاتی استفاده کردیم که بعضی از این آیات، ولایت امیرالمؤمنین را اثبات می کنند و ما سعی کرده ایم آیات و روایات را به طور واضح و روشن توضیح دهیم و دلایل اثبات ولایت، امیرالمؤمنین و اهل بیت(علیهم السلام) را بیان کنیم.

ولایت یکی از ارکان اصلی و آموزه های اساسی دین مبین اسلام بلکه به تعبیر، دقیق تر، اصلی ترین و اساسی ترین آموزه ی آن است.
علاوه بر آیاتی که محوریت این موضوع را بیان می کند روایات متعددی وارد شده که اسلام را بر پنج پایه استوار دانسته و از میان آنها ولایت را مهم ترین رکن برشمرده است؛ از جمله در حدیثی از امام محمد باقر علیه السلام چنین نقل شده است: بنی الاسلام علی خمس علی الصلوه و الزکوه و الحج و الولایه و لم یناد بشی ء کما نودی بالولایه؛ (بحارالانوار، ج۶۸، باب۲۷).
اسلام بر پنج پایه استوار گردیده است: بر نماز و زکات و روزه و حج و ولایت و آن چنان که به ولایت فراخوانده شد، به هیچ چیز دیگری فراخوانده نشده است. همان طور که می بینید این قبیل روایات به روشنی اهمیت فوق العاده و ویژه مسأله ولایت را بیان می دارد و البته در برخی از روایات هم تصریح این مطلب شده که مقصود از این ولایت ولایت اهلبیت علیهم السلام و در رأس آن ها ولایت امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) است.
از جمله مباحثی که باید خیلی روی آن دقت کرد توجه کردن به مراتب و شئوون ولایت است برخی پنداشته اند که ولایت منحصر و محدود به محبّت و مودّت نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) است در صورتی که با استناد به قرآن و روایات معلوم می شود که در بحث دیگری هم مطرح هست که یکی از مهم ترین آن ها مسأله ی رهبری امت اسلام بعد از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است که به اعتقاد شیعه به امر خدا و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بر عهده امامان دوازده گانه بوده هست و لذا در این مجموعه ی مختصر در حد توان و حوصله ی مقاله سعی و تلاش بر این بود که گوشه ای از مراتب و شئونات این ولایت بیان گردد تا شاید قدری از حقوقی را که دین مبین اسلام و مقام ولایت بر گردن ما دارد اداء شود به یاری پروردگار.

ولایت رکن رکین دین و پایه و ستون و اصل و اساس اسلام عزیز است. اسلام گستردگی و وسعت شگفت انگیزی دارد که همه ی عرصه ها و ابعاد و شئون زندگی را در بر می گیرد، حکومت، سیاست، اخلاق، اجتماع، فرد، اقتصاد، مدیریت، خانواده، جهان بینی و … همه در اسلام نهفته است و آن که دین را آنگونه که هست می فهمد و هرگز گرفتار خطا در فهم نمی شود و نیز دین را در همه ی سطوح زندگی جاری و سیار می سازد ولایت است. یگانه کسی که می تواند سبب متصل میان آسمان و زمین باشد، ولایت است آن کس که خدا را می شناسد و می تواند آدمی را با خدا آشنا کند و دست او را در دست خدا نهد ولایت است. آن کس که به همه دغدغه های بشر می تواند پاسخ دهد و بار گران همه رنج ها را از دوش بشریت بردارد ولایت است و در یک سخن آن که وجودش به همه چیز وجود و معنا و حیات می بخشد و بی وجودش همه چیز از معنا و مفهوم و حیات می افتد ولایت است.

ولایت در لغت

«ولایت» از ماده «و ل ی» بوده وآن درهنگامی است که دو چیز درکنار هم یا پشت سرهم به گونه ای قرار گیرند که مانعی بین آن ها نباشد؛ برای مثال گفته می شود: «هذا العدد یلی عدداً آخر؛ یعنی: این عدد دنبال عدد دیگر است؛ مانند عدد سه که دنبال عدد دواست. برای توضیح آن می توان از واژه های «ارتباط» «پیوند» و «اتصال» استفاده کرد که البته هیچ کدام معادل دقیقی برای این کلمه نیستند.
هرگاه این واژه در مورد دو موجودی ذی شعور، مانند دو انسان، به کار رود، بدان معناست که یک رابطه ی قوی بین آن دو وجود دارد که تمام شئون وجودی ایشان را فرا گرفته است.
رابطه ای که در این حالت بین دو انسان وجود دارد با رابطه ای که بین دو جسم وجود دارد متفاوت است. به دیگر سخن، ماده ی «و ل ی» معنای عامی دارد که هرگاه در مورد انسان به عنوان یک موجود ذی شعور به کار رود، باید شئونات انسانی را در پیوند دو انسان مد نظر قرار داد.
پیوند مورد نظر پیوندی است که دو انسان را چنان به هم نزدیک می کند که هیچ مانعی بین آن دو باقی نمی ماند.
شئوون اصلی انسان را می توان سه چیز دانست:
۱- شناخت (بینش)
۲- عواطف و میل ها(گرایش)
۳- کنش، که حاصل جمع و برآیند دو مورد قبل یعنی بینش و گرایش است.
هرگاه ماده ««و ل ی»» در مورد دو انسان به کار رود بدان معنی است که آن ها تا بدان حد به یکدیگر نزدیک شده اند که در امور سه گانه فوق یکی گشته اند؛ یعنی شناخت ها و معرفت های ایشان شبیه به هم است، عواطف و احساسات آن ها بهم آمیخته و همدیگر را دوست دارند و در نهایت رفتارشان نیز مشابه هم است، مفهوم حقیقی ولایت بیانگر چنین رابطه ای است. بنابراین رابطه ی ولایت، رابطه طرفینی است و دو طرف نسبت به یکدیگر دارای تأثیر و تأثر هستند. طبیعی است وقتی دو دوست فکرشان یکی و عواطف آن ها مشترک شد، در عمل و رفتار یکدیگر اثر می گذارند. هم این در او اثر می گذارد و هم او در این مؤثر است: و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض؛(۱) و مردان و زنان با ایمان، اولیای یکدیگرند.
هم این مؤمن، ولی آن مؤمن است و هم آن مؤمن ولی این مؤمن است و هر دو در یکدیگر اثر می گذارند. البته تعبیر موجود ذی شعور تنها به انسان اختصاص ندارد و گاه ممکن است این رابطه بین «انسان» و «خدا»، انسان و ملائکه و یا انسان و اجنه محقق شود.

تأملی در معنا و مفهوم «ولایت»

از جمله مطالبی که به عنوان مقدمه ی بحث تأمل در آن لازم است اینکه اصولاً منظور از ولایت خدا، ولایت پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ولایت ائمه معصومین (علیهم السلام) چیست؟
برای پاسخ به این سوال ابتدا باید یادآور شویم که معمولاً همه ی واژه های یک زبان عیناً به زبان دیگر قابل ترجمه نیست. کسانی که با زبان شناسی و زبان های مختلف آشنا هستند و یا دستی در ترجمه دارند به این مطلب واقفند. برای مثال، گاه در ترجمه یک لغت از زبانی به زبان دیگر نمی توان یک کلمه که به طور دقیق آن واژه را به زبان دیگر برگرداند پیدا کرد و باید از دو یا چند کلمه کمک گرفت. یکی از واژه هایی که در برگردان از فارسی به عربی چنین مشکلی دارد واژه «ولایت» است.
ولایت را گاه به دوستی ترجمه می کنند. اگر این معنا را بگیریم، اهل ولایت کسانی هستند که اهل بیت (علیهم السلام)را دوست می دارند. گاهی نیز «ولایت» را به «اطاعت» معنا می کنند. طبق این معنا، اهل ولایت یعنی کسانی که از اهل البیت (علیهم السلام) اطاعت می کنند. گاه نیز این کلمه را به «نصرت»، «سرپرستی» و … معنا می کنند.
قرآن کریم در موارد متعددی این کلمه را به کار برده است؛ مثلاً می فرماید: ولی شما تنها خدا و پیامبر او است و کسانی که ایمان آورده اند، همان کسانی که نماز به پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند … که بر اساس دلایل معتبر در نزد شیعه و سنی، مصداق این «ولیّ» حضرت امیر (علیه السلام) و پس از آن ائمه معصومین (علیهم السلام) هستند.
اکنون این پرسش مطرح است که «ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام)» و «ولایت ائمه علیهم السلام» به چه معنایی است؟
اگر ولایت را در این قبیل آیات به معنای «دوست داشتن» بگیریم، در عالم اسلام افرادی که از این ولایت محروم باشند بسیار کم هستند؛ حتی می توان گفت امروزه دیگر اثری از چنین افراد و گروه هایی وجود ندارد و نسل آنان منقرض شده است. در زمان های گذشته عده ای به عنوان «ناصبی یا خارجی» با اهل بیت (علیهم السلام)سر آشتی نداشتند و با آنان دشمنی می ورزیدند. به هر حال، در مورد چنین کسانی باید در اصل ایمانشان نسبت به خدا و پیامبر(ص) شک کرد. با توجه به توصیه ها و سفارشاتی که پیامبر(ص) درباره اهل بیت (علیهم السلام) فرموده است، به طور طبیعی همه ی افرادی که به پیامبر(ص) ایمان دارند، بایستی اهل البیت (علیهم السلام) را نیز دوست داشته باشند.
و لذا امروزه به سختی می توان مسلمانی را یافت که در ظاهر ولایت به معنای دوستی اهل البیت (علیهم السلام) را نداشته باشد. مسلمان های زیادی در نقاط مختلف کشورها وجود دارد که به اهل البیت علاقه ی زیادی دارند. برخی از این مسلمانان که از اهل تسنن هستند، در مقام محبت و اظهار دوستی حتی از ما شیعیان پیشی می گیرند. حضرت آیه الله مصباح می فرمایند که یک بار به اتفاق متولی آستانه حضرت معصومه (علیها السلام) به کشور مالزی سفر کرده بودیم، در یکی از این روزها صبحانه را مهمان یک روحانی سنی مذهب از اهل مصر بودیم. در مجلس ما مهمان دیگری از اهل مصر نیز حضور داشت. همان مصری قصیده ای در مدح اهل البیت (علیهم السلام) خواند که بنده و متولی آستانه حضرت معصومه (علیها السلام)، هر دو به گریه افتادیم.
آری، یک سنّی مذهب در یک کشور غریب، در مدح حضرت علی(علیه السلام)و اهل البیت شعری آن چنان زیبا و عالی می سراید که انسان را تحت تأثیر قرار می دهد! در همین سفر به یکی از شیوخ اهل سنت که اهل مصر بود و از طرف «رابطه العالم الاسلامی» وابسته به عربستان در محلی به کار فرهنگی و تبلیغی مشغول بود، گفتم: گویا شما به اهل بیت علاقه داشته و آنان را دوست می دارید؛ در پاسخ گفت: چه می گویی؟ صحبت از دوستی می کنی! نحن مفتونون باهل البیت؛ ما شیفته و شیدای اهل ابیت(علیهم السلام)هستیم! بنابراین اگر «ولایت» به معنای «دوستی» باشد به زحمت می توان کسی را یافت که ادعای اسلام داشته باشد و در عین حال اهل البیت پیغمبر را ولو ظاهراً دوست نداشته باشد.(۲)
البته در صدر اسلام منافقانی یافت می شدند که در ظاهر به پیامبر(ص) اظهار علاقه می کردند، ولی در واقع به پیامبر اسلام(ص) ایمان نداشتند و به همین دلیل نیز رابطه آنان با اهل البیت پیامبر خوب نبود.
به هر حال مسأله ولایت، امری بالاتر و فراتر از دوست داشتن اهل البیت(علیهم السلام)مطرح است و مقصود از ولایت اهل البیت(علیهم السلام)تنها اظهار محبت و دوست داشتن آن ها نیست، بلکه مقصد و مقصود همان ولایت به معنای حاکمیت و رهبری جمیع مخلوقات و امت اسلام است.

نویسنده : مهران ذبیحی نژاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code